نمونه های جالب طراحی میز

 نمونه های جالب طراحی میز


























منبع: curiousphotos.blogspot.com
__________________

 

طراحی داخلی از نوع احیای یک مجموعه تاریخی

طراحی داخلی از نوع احیای یک مجموعه تاریخی
در کشور های اروپایی که نگرانیهای حفاظتی در آنها مطرح است، برای هر کالبد باقی مانده از گذشته ، یک کاربری جدید تعریف شده‌است یا به عبارت دیگر احیاء یا «Conversion» در مورد آنها انجام گرفته‌است. کلیساهایی وجود دارند که به خانه، هتل، رستوران و حتی به نجاری تبدیل شده‌اند. در کتاب (New uses for old buildings) کاربریهای جدید برای بناهای قدیمی، مثالهای بسیار جالبی برای حفاظت از کالبد ها وجود دارد. قلعه هایی که تبدیل به گالری شده اند یا انبار بارزدن کشتی در کنار دریا که تبدیل به موزه شده است. در استفاده مجدد بهترین استفاده استفاده ساز گار است یعنی استفاده ای که کمترین دخالت فیزیکی را در کالبد بنا شامل شود. به طور کلی کاربری تعیین شده در احیا باید دارای کمترین دخالت، قابلیت برگشت پذیری و معرف ارزش بنا باشد. این تغییرات بیشتر در فضای داخلی بنا انجام می شود و شاخه ای از طراحی داخلی به حساب می آید که با طراحی داخلی یک بنای مدرن و در دست ساخت معاصر کاملا متفاوت خواهد بود.




احیا و تغییر کاربری یک کلیسا و صومعه مربوط به قرن پانزدهم، به هتل در هلند توسط «هنک ووس» و «اینگو مارر»
در احیای کلیسای « کروشیرن» یک کاربری غیر مذهبی جایگزین کاربری مذهبی می شود. در سال 1797 لشگر ناپلئون بنا پارت پس از حمله به « ماستریخ» یک کلیسا و صومعه گوتیک را برای استفاده به عنوان پادگان و زراد خانه تصرف کرد. در سال 1908، این سایت به عنوان آزمایشگاه تحقیقات کشاورزی مورد استفاده قرار گرفت . و این کاربری تا زمان تعطیل شدن آن در سال 1981 ادامه داشت. یک شرکت بزرگ صاحب چندین هتل و رستوران در شمال هلند، این مجموعه تاریخی به جا مانده از سال 1438 را از دولت خرید. این شرکت با استفاده از این نوع ساختمانهای تاریخی و متروک، از پیشینه تاریخی و مقیاس خاص آنها برای ایجاد محیط های داخلی جذاب استفاده می کند. به طوری که در این نمونه، ظاهر بنا کاملا گوتیک است اما افراد با ورود به آن با فضایی کاملا متفاوت و جذاب مواجه می شوند.
زمانی که این شرکت، « هنک ووس» را به عنوان طراح داخلی این پروژه با مساحت 3200 فوت مربع انتخاب کرد چند دستور العمل دور از انتظار داشت که باید در پروسه طراحی رعایت می شد. بنا به خواست کارفرما:« مهمانان نباید احساس کنند که در داخل یک کلیسا هستند». تحقق این دستور العمل در ورودی جدید بنا کاملا مشخص است. این ورودی یکی از چندین پروژه ای است که ووس با طراح نور پردازی، « اینگو مارر» همکاری داشته است. این دو با همکاری هم یک تونل ترومپت شکل دراماتیک، پوشیده با صفحات مسی طراحی کرده اند و مارر با استفاده از باریکه های فلوروسنت نصب شده در مسیر حرکتی ورودی، آن را نور پردازی کرده است. به این ترتیب کل ساختار ورودی دارای یک درخشش انعکاسی پر حرارت و سرخ فام است.
در محراب مرتفعی که قبلا به عنوان محور اصلی بود و اکنون به صورت لابی طراحی شده است، کاربریهایی شامل : یک فضای باز و طویل به عنوان پذیرش، یک محفظه شیشه ای آسانسور، یک محدوده بیضی شکل برای بخش اداری و یک بخش مربع شکل برای اتاق کنفرانس وجود دارند. ووس با تبدیل نمازخانه های کناری، فضا هایی از جمله یک اتاق کنفرانس دیگر، محل استراحت زنان و مردان، و سه اتاق انتظار شامل صندلیهای بزرگ چرمی ، طراحی کرد. او می گوید:« شما در اینجا احساس نمی کنید که باید با صدای آرام صحبت کنید، مردم اینجا می خندند، اینجا صدای موسیقی شنیده می شود و زندگی جریان دارد». همین روند برای طراحی رستوران در نیم طبقه بالا دنبال می شود. این بخش در داخل یک مکعب شیشه ای الکترو کروماتیک محصور شده است که با یک کلید خود کار، رنگ سفید آن از حالت شفاف به حالت مات و کدر تغییر می کند. در حالی که این فضا های عمومی در داخل صحن کلیسا قرار می گیرند، 60 اتاق هتل در بخش صومعه قرار دارند و اتاقهای راهبان تارک دنیا ، از لحاظ فرمی تغییر کرده اند اما عملکرد سکونتی خود را دارند و تبدیل به اتاق مهمانان شده اند.
در دیوار یکی از اتاقها یک نوشته بد خط در مورد تدارکات نظامی در پشت یک شیشه محافظ، دیده می شود که احتمالا یک سرباز فرانسوی حدود 2 قرن پیش آن را نوشته است. برای طراحی و دکوراسیون منحصر به فرد هر اتاق، ووس نقاشیها و عکسهای قدیمی و کلاسیک را به صورت دیجیتالی روی پلاستیک بزرگ کرده و روی دیواره ها نصب کرده است. مبلمان داخلی اتاقها نیز به همین صورت متنوع است.
باغ مرکزی صومعه یکی از خاص ترین محل های پروژه است که ووس زندگی جدیدی را در آنجا به تصویر کشیده است. در کف سازی این قسمت از قطعات بزرگ بتنی استفاده شده است و نیمکت های بتنی تعبیه شده از زیر دارای نور پردازی هستند و در شب فضای خاصی در این حیاط مرکزی ایجاد می کنند. جالب تر از این، مخزن آب به ارتفاع 10فوت در مرکز فضا است که 660 گالن آب را با استفاده از پروانه کشتی که در بالای آن نصب شده است به حالت گرداب مانند می چرخاند. این جذابیت و خیره کنندگی خاص که توسط جریان آب ایجاد می‌شود، حس مدیتیشن را در فضا القاء می کند.
از آنجائیکه قوانین هلند هر گونه دخل و تصرف در کالبد اصلی بناهای تاریخی را که مورد باز سازی یا احیاء قرار می گیرند، ممنوع کرده است، مخزن آب یا نیمکتها و ... طوری طراحی شده اند که به راحتی می توان آنها را برداشت بدون اینکه اثری از آنها باقی بماند. در داخل بنا تنها سنگهای سیاه استفاده شده در کف سازی حالت دائمی دارند. ووس اظهار می کند:« در اینجا می‌توان همه چیز را جا به جا کرد» . او معتقد است طراحی هتل نمونه کاربری نهایی برای این مجموعه تاریخی نیست و شاید در آینده دوباره به عنوان کلیسا مورد استفاده قرار گیرد. زیرا طراحی به نحوی انجام شده است که برگشت پذیری به حالت اولیه به راحتی در آن ممکن است.



منبع: aruna.ir

نگاهی به طراحی داخلی در معماری سنتی ایران

 نگاهی به طراحی داخلی در معماری سنتی ایران
معماری داخلی به عنوان طراحی هدفمند فضاهای داخلی و ساماندهی آنها به منظور استفاده بهینه كاربران، از زمان‌های دور با آدمی‌همراه بوده‌است…. مصریان باستان همواره توجه ویژه‌ای به‌ارایه بندی فضاهای داخلی داشته‌اند و با استفاده‌از نقاشی و تندیس‌ها بر غنای فضای داخلی معابد و مقابر خود می‌افزودند.‌ از دوران رنسانس نیز كه معماران همراه و همگام با سایر هنرمندان به دنبال تولید فضاهای معماری متفاوت بودند، توجه به فضاهای داخلی اهمیتی كم‌تر از كلیت بنا نداشته‌است.‌ نقاشی‌های میكل آنژ مانند آنچه در سینسیناتی دیده‌می‌شود از این ‌قبیل طراحی‌های داخلی است كه هنرمندی نفاش سعی بر فضا سازی داخلی كرده‌است.‌ در ایران نیز توجه به فضاهای داخلی جدای از نماهای خارجی همواره مورد توجه معماران قرار داشته‌است.در مجموعه عظیم تخت جمشید كه برای ساخت آن تمام هنرمندان و صنعتگران خبره دنیا به‌ایران آورده شدند، حجاری‌ها، جزئی تحكیم كننده در فضاهای داخلی است.‌ كاخ‌های بزرگ هخامنشی در پاسارگاد، تخت جمشید و شوش علاوه بر اینكه شاهكار معماری هستند از نظر هنرهای تزیینی اهمیت فوق‌العاده دارند. حجاری این كاخ‌ها در كمال دقت و ظرافت انجام گرفته و كلیه جزییات بر روی سنگ حجاری شده‌است. برای نمونه باید از نقش داریوش بزرگ و خشایارشا بر دیوار بنای خزانه داریوش در تخت جمشید نام برد.این نقش، داریوش را در حالیكه بر تخت نشسته و گل نیلوفر در دست و دو بخور‌دان در جلو او قرار دارد نشان می‌دهد. در مقابل داریوش مردی با لباس مادی ایستاده و دست خود را جلو دهان گرفته‌است. پشت سر داریوش، خشایارشا ولیعهد او ایستاده و در پشت خشایارشا به ترتیب یك سردار پارسی و اسلحه دار مخصوص شاه و بالاخره دو سرباز گارد شاهی ایستاده‌اند. علاوه بر حجاری از كاشی مینایی نیز در تزیین كاخ‌ها استفاده شده‌است كه نمونه‌ آنها نقش سربازان جاوید در شوش است.‌ ستون‌های بلند و سرستون‌های عظیم هخامنشی نیز كاملاً جنبه تزیینی داشته‌اند. قسمت جالب حجاری، نقش خنجری است كه به كمر اسلحه دار مخصوص شاه بسته شده‌است غلاف این خنجر بهترین معرف هنر تزیینی در ایران عهد هخامنشی است.
در مساجد ایران نیز توجه به تمام جزئیات فضای داخلی مثل رنگ، آرایه و میزان نور به دقت مورد توجه بوده‌است.‌ طراحی هر فضا به تناسب عملكرد فضا صورت می‌گرفته‌است. شبستان‌های جنوبی با ارتفاعی معمولا كمتر و طراحی متفاوت از سایر شبستان‌ها بوده‌اند و ایوان‌ها و ورودی‌ها معمولا با دقت كاشی‌كاری می‌شدند. كاربرد آجر در معماری دوره سلجوقی بسیار رواج پیدا كرد و از انواع طرح‌های هندسی در آجر استفاده می‌شد. هنر آجرتراشی و تزیینی بنا با آجرهای تراشیده، از قرن پنجم قمری در ایران معمول بوده‌است. در كنار این تزیینات بسیار زیبای آجری، كتیبه‌ها و خطوط تزیینی،‌ با استفاده‌از آجر تراشیده، یكی از ویژگی‌های معماری سلجوقیان است. شیشه‌های دوره‌اسلامی‌كه‌ آغاز آن (قرن هفتم و هشتم میلادی) قرن اول قمری است، از آمیختگی میان تمدن‌های امپراتوری روم شرقی (بیزانس) و پارت و ساسانی،‌ در ایران حاصل شده‌است. با توجه به‌اشیاء شیشه‌ای كشف شده، این هنر در سمرقند،‌ شهر ری،‌ جرجان و نیشابور رونق بسزایی داشته‌است. وجود اشیاء متعلق به سده پنجم تا اوایل سده هفتم قمری حكایت از رونق صنعت شیشه‌گری در دوره سلجوقی می‌كند و با كشف اشیای شیشه در جرجان ونیشابور می‌توان نواحی خراسان و گرگان را از جمله مراكزساخت اشیای شیشه‌ای دانست. در اوایل دوران اسلامی ‌كاربرد گچ در تزئینات معماری، از جایگاه والایی برخوردار بود بطوریكه‌ اغلب سطوح بناها را با آن اندود می‌كردند و روی آن را گچ‌بری رنگی تزئین می‌کردند.

در قرن پنجم هجری قمری، تغییراتی در ظاهر گچ بریها پدیدار گشت كه محصول خلاقیت و ابتكار بود. در این دوره گچ بری از نظر تنوع اجراء به مرتبه حیرت انگیزی دست باقتو در اغلب موارد و در نحوه‌استفاده‌از گچبری نیز تغییراتی پیدا شد به گونه‌ای كه كم كم بطور موقت، گچ بری جای خود را به رشد عظیم آجر كاری دوره سلجوقی داد. اما این بدان معنا نبود كه گچ بری جایگاه والای خود را بطور كلی از دست بدهد چرا كه وجود گچ بریهای بسیار غنی همچون گنبد علویان همدان موید این نكته‌است كه گچ بری به موازات آجر كاری به پیشرفت و تكامل خود ادامه داد.‌

در دوره صفوی، تزیینات چوبی در بناهای غیرمذهبی دارای نقش اصلی بود و در آنها میزان بیشتری ازتذهیب‌كاری و نقاشیهای لاكی استفاده می‌شد. طرحهای آنها با هنر مینیاتور دارای رابطه نزدیكی بود. كنده‌كاری و خراطی به ویژه در درها و سقفها خود هنر خاصی دراین دوره بوده‌است. نقاشی‌های دیواری (فرسك) در كاخ عالی‌قاپو، قصر اشرف و چهلستون و همچنین آیینه‌كاری به عنوان نوعی تزیین جدید دربناها، مانند آیینه خانه، مورد استفاده قرار گرفته‌است. هنر كاشیكاری و همچنین شاهكارهای درخشان و پرجاذبه هنر گچبری پس از اسلام در ایران كه‌از بناهای دوره سلجوقیان و ایلخانیان رواج یافت، در دوره صفویه به‌اخرین حد زیبایی وتكامل رسید. سه قسم كاشیكاری مهم در تزیین بناهای این دوره چشمگیر هستند: كاشی یكرنگ، كاشی موزاییك یا معرق و كاشی هفت رنگ. بناهای دوره صفوی كه با این نوع كاشیكاری آرایش شده‌اند، در هیچ جای دنیا نظیر ندارند. نكته قابل توجه در تزئینات داخلی و خارجی بناهای سنتی ایران این است، كه تزئینات جزئی از بنا بوده و هیچ گاه به صورت بزك و عنصری اضافی نبوده‌است حتی در دوره‌ای سفت كاری و تزئینات هم زمان اجرا می‌شد.‌ این میزان توجه به‌ارایه و تزئینات سبب ارتقای كیفیت فضاهای مورد استفاده بوده‌است.‌ معماری كویری ایران به ویژه در خانه‌ها، به علت ماهیت درونگرای آن سرشار از نمونه‌های بدیع و زیبای طراحی داخلی است كه در آن ایجاد فضایی در تضاد با محیط كویری و القای حس زندگی و سرسبزی درون بنا از مهمترین اهداف معماران سنتی در طراحی داخلی بوده‌است. استفاده‌از شیشه، آئینه، گچ كاری و هنرهای ظریفه دیگر در تزئین و آرایه بندی فضا، تمام ملاحضات زیبایی شناسی، اقلیمی‌و حتی شرعی را نیز شامل می‌شده‌است به عنوان مثال شكل‌گیری آیینه‌كاری به عواملی چند بستگی داشته‌است.

این عوامل عبارتند از:
1 ـ نیاز به روشنایی موجب شد تا از آیینه برای تزئین استفاده شود. زیرا در این صورت با حداقل نور می‌توان روشنایی زیادی ایجاد كرد.
2 ـ چون طبق دستورات دینی هنگام عبادت نباید چهره خود را در آیینه دید، آیینه‌ها به حال شكسته قرار گرفتند به نحوی كه‌اگرچه در مقابل آن قرار گیرید نمی‌توانید چهره خود را ببینید.
3ـ علاقه به تزئین زیارتگاه‌ها موجب شد تلاش برای تزیین بكار رود.
4- چون بكارگیری تصاویر موجودات زنده‌اعم از انسان و حیوان در محل عبادت در اسلام در مقابل نمازگزار مجاز نیست تزئینات شكل هندسی بخود گرفت. این ویژگی‌ها آثار هنری آیینه‌كاری را در ایران بوجود آورد.
در دوران قاجاریه كه به سبب تعاملات فرهنگی و مراودات سیاسی، معماری اروپایی به جای معماری ایران در ساختمانهای دولتی و برخی كاخها الگو قرار گرفت، توجه به هنرهای ظریفه‌افزون شد.‌ نمونه‌های زیبایی از پنجره‌های رنگی، گچ كاری و آئینه كاری را می‌توان در خانه‌های به جامانده‌از دوران قاجار به ویژه در كاشان یافت.‌ خانه بروجردیهی به عنوان یكی از بهترین آثار معماری ایران سرشار از خلاقیت‌های هنرمندان سنتی ایران است.

منابع
ـ پُرادا، ایدت، هنر ایران باستان «تمدنهای پیش ازاسلام»، ترجمه یوسف مجیدزاده، تهران، 1357.
ـ پوپ، آرتور اپهام،‌ معماری ایران، ترجمه غلامحسین صدری افشار، تهران، 1366.
ـ كریستن سن، آرتور، ایران در زمان ساسانیان، ترجمه رشید یاسمی، تهران، 1334.
- گدار، آندره، هنرایران، ترجمه بهروز حبیبی، دانشگاه ملی، تهران، 1358.
ـ گدار، آندره، آثار ایران، ترجمه سروقد مقدم، مشهد، 1367.
ـ گیرشمن،‌ رمان، ایران از آغاز تا اسلام، ترجمه محمد معین، تهران، 1336.
ـ گیرشمن، رمان، هنر ایران «ماد و هخامنشی»، ترجمه عیسی بهنام، تهران، 1371.
ـ گیرشمن، رمان، هنر ایرانی «اشكانی و ساسانی»، ترجمه بهرام فره‌وشی، تهران، 1370.
ـ ویلسن،‌ كریستی، تاریخ صنایع ایران، ترجمه عبدالله فریار، چاپ دوم، تهران، 1366



به نقل از
aruna.ir

مروری بر تاریخچه طراحی داخلی

مروری بر تاریخچه طراحی داخلی
طراحی داخلی صرفا مربوط به بهبود وضعیت بصری یا ظاهری یک فضای داخلی نیست بلکه هدف آن بهینه‌سازی و سازگارکردن استفاده‌های مورد نظر برای یک محیط ساخته شده‌است. در واقع می‌توان از آن به روندی عملکردی، زیبایی‌شناختی و هدایت‌گر، برای رسیدن به‌اهداف مورد نظر از جمله پویایی، افزایش بازده‌ کاری و یا بهترکردن روش زندگی، یاد کرد. در این راستا، یک طراحی داخلی موفق، علاوه بر این آیتم‌ها باید پاسخگو در مقابل تغییرات اقتصادی، تکنولوژیکی، جمعیتی و اهداف تجاری سازمان یا نهادی که برای آن در نظر گرفته‌شده‌است، باشد.
به عنوان یک فعالیت انسانی، طراحی داخلی دارای پیشینه‌ای طولانی است اما به عنوان یک تخصص مجزا با عنوان «طراح داخلی»، اخیرا مطرح شده‌است. بسیاری از متخصصان آغاز آن را مربوط به ‌اوایل قرن 20ام و مطرح شدن دکوراسیون داخلی به عنوان حرفه‌ای مجزا از معماری می‌دانند. در دهه‌های اخیر، این مبحث تمرکز زیادی روی فضاهای مسکونی داشته‌است. در دهه 1940 عناوین «طراحی داخلی» و «طراح داخلی» توسط برخی افراد که یک سری خدمات در این زمینه‌ارائه می‌دادند، مطرح شد. بعد از جنگ جهانی دوم، ادارات، هتل‌ها، فروشگاه‌ها و مدارس، همزمان با رونق اقتصادی کشورها، از لحاظ ساختار و ترکیبات فضایی، اهمیت زیادی یافتند.
به طور کلی می‌توان دو دسته بندی عملکردی مسکونی و خدماتی را برای طراحی داخلی در نظر گرفت. امروزه همانطور که ساختمان‌ها و مصالح رفته‌رفته متنوع‌تر و آمیخته با تکنولوژی پیشرفته‌تر و قوانین و استاندارد‌های مورد نیاز می‌شوند، طراحی داخلی نیز در حال تخصصی‌تر شدن است.

تعریف تخصصی
طراحی داخلی یک تخصص چندجانبه ‌است که با استفاده ‌از راه‌حل‌های تکنیکی و خلاق در داخل یک ساختار، برای رسیدن به یک محیط داخلی مصنوع و جوابگو در مقابل نیازها و کارکردهای مختلف کاربران، عمل می‌کند؛ این راهکارها عملکردی هستند و به وضعیت زندگی و فرهنگ ساکنان بهبود می‌بخشند و از لحاظ زیبایی‌شناختی هم جذاب هستند.
طرح‌ها هماهنگ با پوسته بنا و با در نظر گرفتن موقعیت فیزیکی و بافت اجتماعی پروژه، ارائه می‌شوند؛ در واقع، این پروسه ‌از یک متدولوژی سیستماتیک و سازگار شامل تحقیق، تحلیل و مشارکت دانش در یک روند خلاق، پیروی می‌کند که به موجب آن تمام نیاز‌ها و امکانات مشتریان، برای تامین اهداف پروژه در نظر گرفته‌می‌شوند. طراحی داخلی شامل گستره‌ای از خدمات شکل گرفته توسط متخصصان حرفه‌ای دارای صلاحیت، تجربه و تحصیلات کافی است تا منجر به بهبود وضع زندگی، سلامت، امنیت و سعادت عموم جامعه شود.

نقش تخصصی طراحی داخلی در روند طراحی «کل ساختمان»
تخصص طراحی داخلی دارای اهمیت فوق‌العاده‌ای در روند طراحی «کل ساختمان» است و باید از آغاز پروژه به عنوان یک مرحله‌اساسی مورد توجه قرار گیرد. طراح داخلی نیازمند کار و همکاری نزدیک با کاربران نهایی، به منظور طراحی فضای متناسب با نیاز‌های آنها است. این در واقع می‌تواند به عنوان یک برنامه ‌استراتژیکی تلقی شود. این روند باید هم‌زمان با هدایت کارهای کلی ساختمان انجام گیرد و طراح در ارتباط کامل با برنامه و طرح کلی بنا و سیستم‌های موجود و معماری آن، برای جوابگویی صحیح به توقعات کاربر، باشد. بنابراین یک کار گروهی منسجم در اینجا بسیار مهم است و همکاری و هماهنگی تمامی ‌قواعد و ضوابط و برنامه‌ها برای رسیدن به راهکار‌های موفق ضروری است.



استراتژی‌های تخصصی برای دستیابی به نتایج مناسب

برای رسیدن به راهکار‌های بهتر و هوشمندانه، نیاز به یک تیم حرفه‌ای است که باید در ابتدای کار مشخص شود؛ طراح داخلی باید در اولین فرصت نقشه‌ها را برای طراحی فضا و انتخاب مصالح و مبلمان، از معمار دریافت کند. به عنوان مثال در این مورد، می‌توان به بررسی راهکارهای مناسب در مورد طراحی داخلی یک «فضای کار» پرداخت:
سلامت: ایجاد یک فضای کار سالم، تمیز و پایدار با رعایت نکات آکوستیکی و کیفیت مناسب نور پردازی و تهویه هوا.

امنیت: طراحی فضای کار با استفاده‌ از سیستم‌های امنیتی، به نحوی که‌از لحاظ فیزیکی، محافظ کاربران در مقابل خطرات و حوادث طبیعی و انسانی باشد.

راحتی: دسته‌بندی خدمات، سیستم‌ها و تجهیزات موجود در فضای کار برای تنظیم سیستم‌های گرمایی، نورپردازی، آکوستیکی و مبلمان برای جوابگو بودن به نیاز‌های متنوع افراد یا گروههای استفاده کننده.

انعطاف پذیری( flexibility ): طراحی شرایط کاری مختلف برای فعالیت‌های متنوع موجود در یک مجموعه، طبقه‌بندی فعالیت‌ها و استفاده‌از مبلمان و تکنولوژی سیار و استفاده‌از تکنولوژی پیشرفته.

ارتباط طراحی داخلی با سیستم‌های ساختمانی
طراح داخلی باید دارای معلومات کافی و قدرت تصمیم گیری در مورد سیستم‌های ساختمانی، به منظور تحقق اهداف پروژه باشد. به عنوان مثال ممکن است طراح داخلی از مهندس سازه بخواهد که یک کانال عبور هوا در زیر کف در نظر بگیرد، در این صورت کف باید بالا بیاید و این روی معماری طرح تاثیر می‌گذارد. یا در مورد نور پردازی باید اطلاعات کافی در مورد هماهنگی نور روز، دید‌ها و نور پردازی الکتریکی داشته باشد و این مسئله روی کار مهندس برق پروژه تاثیر می‌گذارد. یا ممکن است طراح داخلی پنجره‌ها را متناسب با تقسیم نور روز برای تمام فضای کار در نظر بگیرد و در چنین موردی با مشاوره با معمار طرح به نتیجه نهایی خواهند رسید. نظر معمار داخلی باید در تمام تصمیم گیریها مورد توجه قرار گیرد تا با آنالیز سیستمهای ساختمانی و با توجه خاص به مقوله طراحی پایدار و انتخاب مصالح و تکنیکهای مناسب در این زمینه، به طراحی محیط بپردازد.
شاید در نظر افکار عمومی‌تصور شود که طراحی داخلی بیشتر در مورد فضاهای نمایشگاهی و فروشگاهی و یا برخی کاربریهای خاص دارای اهمیت است اما تمام کاربریها برای ایجاد شرایط مورد نیاز کاربران خود نیاز به طراحی داخلی دارند. در ادامه به عنوان مثال به بررسی طراحی داخلی در بیمارستان به عنوان یک فضای کاملا عملکردی می‌پردازیم.




منبع: aruna.ir

طراحی داخلی از نوع هواپیمایی

 طراحی داخلی از نوع هواپیمایی





__________________

بکار گیری نور طبیعی در معماری داخلی

 بکار گیری نور طبیعی در معماری داخلی



__________________
 

جایگاه نورپردازی در طراحی داخلی ساختمان

جایگاه نورپردازی در طراحی داخلی ساختمان



زندگی در ساختمان‌های سربه فلک کشیده امروزی، همواره در پرتوهای جانفزای نور خورشید قرار ندارد
قافله پیشرفت‌های بشری، از لامپ‌های شیشه‌ای خانگی ساده، اکنون به سیستم‌های بس مهیج نورپردازی رفته است و حتی کار را به جایی کشانده که از آن به عنوان یک علم و یک دانش کاملا سیستماتیک نام می‌برند.
امروزه به خصوص نقش این علم در معماری داخلی بسیار مهم و جذاب می‌نماید. با افزایش كارآیی صنعت برق و امكانات تكنولوژیك مربوط به آن،استفاده از محصولات وابسته به آن نیز رشد چشمگیری داشته است؛ چنانكه باید اذعان داشت روشنایی راه را برای یك تحول در شناخت و طراحی معماری باز كرده است.

این محصولات كه مشتمل بر انواع چراغ‌ها و سیستم‌های روشنایی هستند، ابزار اصلی نورپردازی را تشكیل می‌دهند. با تنوع این ابزار، طراحان با مساله‌ای مواجه می‌شوند و آن انتخاب صحیح وسیله نوری و تعیین محل مناسب برای آن است. چنین مشكلی پیچیده‌تر از تامین كمی نور است. اگر چه لامپ‌های عریان قادرند نیازهای كمی نور را به آسانی مرتفع كنند، واضح است كه جنبه‌های دقیق تامین آسایش و نكات ظریف زیبایی‌شناسی از عهده این وسایل ساده بر نمی‌آید. در حقیقت گره كار در تهیه و تامین نور نیست بلكه تنظیم منابع نوری برای خلق محیط مناسب بصری مساله اصلی است.

در بررسی‌های انجام شده پیرامون استفاده افراد از نور و چگونگی نور پردازی منازل مسكونی خود، اطلاعاتی راه‌گشا به دست آمده است كه راه را برای راهنمایی تولیدكنندگان، طراحان و نهایتا استفاده‌كنندگان باز می‌كند یا باعث سوق دادن آنان به سمت استفاده از منابع نوری مطلوب و راهنمایی تولید‌كنندگان، طراحان و نهایتا استفاده كنندگان باز می‌كند و یا باعث سوق دادن آنان به سمت استفاده از منابع نوری مطلوب و راهنمایی عموم به استفاده درست از منابع در اختیار می‌شود. ابتدا این نكات را مرور كرده و در ادامه نكاتی را درباره روشنایی عمومی از نظر می‌گذرانیم:

افراد مورد مطالعه در این مبحث در پاسخ به سوالی در زمینه استفاده از نور عمومی و موضعی در محل زندگی خود، اذعان دارند كه نور عمومی را بیشتر از نور موضعی در محل زندگی خود استفاده می‌كنند. 75درصد افراد نور عمومی و 25درصد نیز نور موضعی را مورد استفاده قرار می‌دهند. در مورد استفاده از انواع مختلف چراغ‌های روشنایی بازار، خرید و استفاده به ترتیب با 50درصد و 35درصد و 10درصد در اختیار چراغ‌های سقفی، دیواری و پایه دار زمینی قرار می‌گیرد كه این خود می‌تواند موید استفاده بیشتر مردم از نورهای عمومی در محل زندگی خود باشد.

رنگ غالب نورهای مورد استفاده نیز حكایت از آن دارد كه نورهای با رنگ سرد، بیشتر از رنگ‌های گرم در بین مردم طرفدار دارد. اكثر مصرف‌كنندگان و خریداران چراغ‌های روشنایی هنگام خرید محصول مورد نظر اولویتهایی را برای آن مدنظر خود دارند كه زیبایی منبع نور دهنده، كیفیت نوردهی آن، قیمت و نصب و نگهداری آن به ترتیب از عوامل دخیل در خرید و جذب مشتریان به محصولات است.

در اینجا به بررسی عواملی می‌پردازیم كه عوامل اصلی در روشنایی محیط محسوب می‌شوند. قابلیت دید در ناحیه تامین روشنایی مهمترین نیاز استفاده‌كننده در محیط است. این قابلیت به عواملی بستگی دارد كه به بعضی از آنها اشاره می‌كنیم:

شدت روشنایی: برای هر ناحیه تامین روشنایی خاص باید مقیاسی از منابع روشنایی، شدت خاصی از نور را ایجاد کنند. شدت روشنایی در سراسر ناحیه‌ای كه تامین روشنایی آن مدنظر است، باید به طور معقولی یكنواخت باشد. این به آن معنی است كه سر تا سر اتاق باید به میزان مناسبی روشن شود. این امر به منظور اجتناب از ایجاد نواحی تاریك در مساحت‌های زیاد است كه ممكن است در حالتی كه شخص مجبور است، از ناحیه تامین روشنایی مربوط به خود به اطراف نگاه كند، به تطابق چشم اثر بگذارد. شدت روشنایی باید با استانداردهای مربوطه انتخاب شود.

سطوح مجاور: از تفاوت زیاد در شدت روشنایی سطوح مجاور باید اجتناب شود. تفاوت بین شدت روشنایی سطوح مجاور نباید از نسبت ده به یك تجاوز كند، از این رو درخشندگی اطراف ناحیه تامین روشنایی باید كمتر از درخشندگی خود ناحیه تامین روشنایی باشد؛ در غیر این صورت، قابلیت دید در این ناحیه مختل مي‌شود؛ همچنین ممكن است باعث خستگی چشم شود؛ زیرا در این حال باید خود را دو برابر شرایط جدید تطبیق دهد. (مانند مواقعی كه چشم از صفحه تلویزیون به اطراف منحرف می‌شود و دوباره به صفحه بر می‌گردد.) در صورت تداوم این كار چشم خسته شده و منجر به ناراحتی‌هایی از قبیل سردرد، خستگی مفرد و غیره می‌شود، البته خطری دائمی به چشم وارد نمی‌آید.

حفظ شدت روشنایی: به منظور اطمینان از اینكه شدت روشنایی مورد نظر همواره تامین می‌شود، باید تدابیری برای حفظ شدت روشنایی، تعمیر و نگهداری و تمیز كردن چراغ‌ها اتخاذ شود. شدت روشنایی نباید هرگز به كمتر از 80 درصد مقدار توصیه شده افت كند. در طراحی‌های خوب روشنایی، برای جبران تقلیل نوردهی که بر اثر كهنگی لامپ و تجمع آلودگی روی چراغ‌ها به وجود آمده، شدت روشنایی اولیه بیشتر از مقدار لازم در نظر گرفته می‌شود.

كنترل خیرگی چشم: به منظور پیشگیری از ایجاد خیرگی ناراحت كننده چشم، ناشی از منابع نوری، درخشندگی آنها در زاویه‌های دید معمولی باید محدود شود. لامپ‌های بدون پوشش باعث ایجاد خیرگی ناراحت كننده چشم می‌شوند؛ زیرا درخشندگی آنها معمولا خیلی زیاد است. این امر در مورد لامپ‌های فلورسنت بدون پوشش در حالتی كه كار مداوم در زیر نور این لامپ‌ها مورد نیاز است نیز صادق است.
چراغ‌هایی همانند لامپ فلورسنت از نوع بلند با پایه‌های باریك بدون استفاده از وسایل كنترل چشم از قبیل پخش‌كنندهای منشوری یا شبكه‌ای به كار می‌روند. با این حال در حالی كه مدت زمان قرار‌گیری در زیر نور لامپ‌های فلورسنت بدون پوشش برای مثال در راهروهای اتاق استراحت و غیره كم باشد، استفاده از آنها قابل قبول است.

انعكاسات ناخواسته: برخی از انعكاسات ممكن است در كارآیی یا راحتی اشخاص اختلال ایجاد كنند؛ مثلا انعكاس نور از روی سطوح براقی كه روی آنها مطالبی نوشته شده است، معمولا این امر خارج از كنترل طراح روشنایی است؛ زیرا این مساله به وضعیت قرارگیری ناحیه تامین روشنایی نسبت به منبع نوری بستگی دارد.توزیع روشنی سطوح داخلی اصلی: علاوه بر كنترل درخشندگی منابع نوری، روشنی سطوح داخلی اصلی از قبیل دیوارها، سقف‌ها و غیره از طرق زیر حاصل می‌شود:

الف) در نظر گرفتن ضرایب انعكاسی مناسب برای سطوح.
ب) تامین روشنایی مناسب برای سطوح.

هدف از اتخاذ این تدابیر اجتناب از تفاوت‌های بیش از حد روشنی سطوح وسیع است كه در میدان دید قرار دارند؛ تفاوت‌های خیلی زیاد در روشنی سطوح همانند و درخشندگی بیش از حد منابع نوری باعث خستگی مفرط چشم‌ها می‌شود. از طرفی در صورتی‌كه روشنی خیلی یكنواخت باشد، تاثیر آن ایجاد محیط خسته‌كننده یا افسرده‌كننده است.

با اینكه توزیع روشنایی عمومی عامل اصلی است ولی شدت سایه‌ها نیز در محیط تاثیر می‌گذارد، شدت سایه‌ها به وسیله نوع توزیع نور تعیین می‌شود. مثلا نوردهی با زاویه بسته باعث ایجاد سایه‌هایی با شدت زیاد می‌شود. در حالی كه لامپ‌های فلورسنت سایه‌های ملایم ایجاد می‌كنند، سایه‌هایی با شدت زیاد معمولا مناسب نیستند به جز مواردی كه هدف ایجاد جلوه‌های ویژه باشد.

انتخاب مستقیم روشنایی: سیستم‌های روشنایی باید به گونه‌ای انتخاب شوند كه توزیع روشنی مورد نیاز را ایجاد كنند. این بدین معنی است كه در مورد آویز یا چراغ‌هایی كه روی سطوح نصب می‌شوند، در دفاتر كار و اماكن حداقل 30درصد نور منتشره باید به طرف بالا باشد، در این صورت می‌توان از كافی بودن روشنی سقف اطمینان حاصل كرد.

روشنایی غیرمستقیم: نحوه عمل این نوع روشنایی به صورت توكار است؛ در این حالت همه نورها به طرف سقف هدایت می‌شود و سایر سطوح اتاق، به وسیله انعكاس متقابل روشن می‌شود، نتیجه این امر خسته‌كننده است. زیرا توزیع روشنی بیش از حد یكنواخت است، همچنین این نوع روشنایی كارایی خوبی ندارد و فقط در موارد خاص باید از آن استفاده كرد.

محل قرارگیری چراغ‌ها: ترتیب قرارگیری چراغ‌ها به منظور نیل به توزیع روشنی دلخواه لازم است به گونه‌ای باشد كه نوركافی به قسمت‌های بالایی دیوارها و سقف برسد. این امر عموما نیاز به طرح قرار‌گیری چراغ‌ها در فواصل یكنواخت دارد تا بدین ترتیب شدت روشنایی مورد نیاز در صفحه مربوط به ناحیه تامین روشنایی حاصل شود در حالی كه ترتیب قرار‌گیری به صورتی است كه فواصل بین چراغ‌ها از مقدار حداكثر نسبت فاصله به ارتفاع نصب تجاوز نمی‌كند و فاصله از دیوارها نصف این فاصله می‌باشد.

به منظور حصول اطمینان از اینكه روشنی دیوار كافی است چراغ‌ها را لازم است حتی نزدیكتر به دیوارها قرار داد. در مورد چراغ‌های با نور دهی به طرف بالا، لازم است آنها را در فاصله حداقل 150 سانتی‌متر از سقف و حتی بیشتر از آن قرار داد، به طوری كه نور به طرف بالا به خوبی روی سقف توزیع شود.

رنگ و ترتیب رنگ‌ها: علاوه بر انعكاسات مناسب، سطوح باید دارای رنگ‌های مناسبی باشند؛ به طور كلی رنگ‌ها نباید قوی یا خیلی ضعیف باشند. رنگ‌های قوی می‌توانند باعث خستگی مفرط چشم شوند. مخروط‌های چشم در اثر خسته شدن باعث دیگر گونی تاثیر رنگ‌ها می‌شوند. رنگ‌های ضعیف نیز به همین صورت باعث خستگی چشم می‌شوند. ترتیب رنگ‌ها در قسمت‌های اصلی داخل اماكن، بایستی ساده و غیر مزاحم باشد. در ضمن به كمك مراكز آسودن بصری (به شكل صفحات آویزان از دیوار مثل تقویم و ...) محیطی كه از نظر بصری رضایت بخش است، ایجاد می‌شود، از پنجره‌ها نیز برای این منظور استفاده می‌شود.

رنگ‌های گرم عبارتند از: قرمز، زرد، كرم، قهوه‌ای و...
رنگ‌های سرد عبارتند از: آبی‌ها و سبزها و ...

انتخاب رنگ به محیط احساسی كه تمایل به ایجاد آن است، بستگی دارد. رنگ‌های گرم از لحاظ بصری فصل و مهیج هستند؛ در حالی كه رنگ‌های سرد آرام بخش و متعادل هستند. تاثیر دیگر رنگ‌های گرم یا سرد روی اندازه‌های ظاهری اتاق است كه كوچكتر و بزرگتر از مقدار واقعی به نظر برسند. رنگ‌های گرم باعث كوچكتر به نظر رسیدن اتاق می‌شوند.

در حالی كه رنگ‌های سرد اتاق را بزرگتر نشان می‌دهند.
انتخاب رنگ نور منبع نور به عوامل زیر بستگی دارد:

_كاری كه در ناحیه تامین روشنایی انجام می‌شود
_شرایط داخل اماكن
_سازگاری با سایر منابع نوری موجود مثل لامپ‌های نور زرد

برخی از كارهایی كه در ناحیه تامین روشنایی انجام می‌گیرند، نیاز به منابع نوری با بازده رنگ بسیار خوب دارند. مشخصه‌های منابع نوری در هر دو مورد بازده رنگ و دمای رنگ برای این كاربردها معمولا در استانداردهای مربوطه تعیین می‌شوند.

انتخاب دمای رنگ به شدت روشنایی بستگی دارد، در شدت روشنایی كم نیاز به دمای رنگ پایین است و در شدت روشنایی زیاد نیاز به دمای رنگ بالا. این انتخاب احتمالا پیرو این مساله است كه نور روز معادل دمای رنگ بالا با شدت روشنایی زیاد پنداشته می‌شود؛ در حالی كه نورش (دمای رنگ پایین كه حباب هنگام شب در اطراف آن می‌نشست) برابر با شدت روشنایی كم تصور مي‌شد.

انتخاب صحیح منابع نوری و ترتیب رنگ‌ها یك امر تجربی است، زیرا در مورد اینكه رنگ‌های مختلف در زیر نور منابع نوری مختلف و در محیط‌های مختلف چگونه به نظر خواهند رسید جز با تجربه شخصی نمی‌توان نظر داد.
رنگ نور، آن تاثیر حسی است كه به وسیله مجموعه طول موج‌های مختلفی توسط چشم دریافت می‌شود، ایجاد می‌شود. رنگ نور را نباید به عنوان یك مشخصه سطوح منعكس كننده نور تلقی كرد. رنگ نورهای منعكس شده از سطوح به انتخاب نوع منبع نوری بستگی دارد. نهایتا اینكه تصمیم‌گیری در مورد اینكه یك سطح رنگی در زیر نور یك منبع نور خاص چه رنگي به نظر خواهد رسید با استفاده از تجربیات عملی ممكن می‌گردد.



منبع: tarahiememari.blogfa.com

فضا ، عنصر اصلی طراحی داخلی

 فضا ، عنصر اصلی طراحی داخلی




هدف طراحی داخلی عبارت است از بهبود كارکرد فیزیکی و روانی فضاهای داخلی ساختمان‎ها، جهت تسهیل انجام فعالیتهای روزمره زندگی در آنها. بدین‎ترتیب، فضا اصلی‎ترین عنصر طراحی داخلی به شمار می‎رود و حتی می‎توان از طراحی داخلی به فضاسازی داخلی نیز تعبیر نمود. طراحی داخلی در حقیقت با عنصر فضا آغاز می‎شود و در نهایت بایستی به ارتقای كیفیت فضا بیا‎نجامد. از این‎رو، كیفیت فضایی طرح یكی از پارامترها و معیارهای بسیار مهم در ارزش‎یابی پروژه‎های طراحی داخلی محسوب می‎شود.
فضای داخلی معماری فضایی است ساخته‎شده به دست بشر كه در وهله اول وظیفه پناه دادن به انسان در مقابل عوامل طبیعی را دارد، یعنی قسمتی از فضای محیط بگونه‌ای محدود می‌شود كه به واسطه آن فضای داخلی پدید می‌آید. در نتیجه ورود به فضای داخلی معماری احساس محفوظ بودن، سرپناه داشتن و بسته بودن را در ما ایجاد می‎كند.
ما از زمانی كه پای به عرصه هستی می‎نهیم، تا زمانی كه چشم از جهان فرو می‎بندیم، پیوسته خود را در فضاهای داخلی ساختمان‎ها می‎یابیم و بخش اعظم عمر ما در این فضاها سپری می‎شود. فضا همیشه وجود ما را احاطه كرده است و هر كاری كه ما در زندگی روزمره انجام می‎دهیم، احتیاج به فضا دارد. ما درون فضا به حركت و فعالیت می‎پردازیم، با همدیگر و با اشیاء پیرامون خود رابطه برقرار می‎كنیم، چیزهای اطراف خود را می‎بینیم، صداها را می‎شنویم و بوها را استشمام می‎كنیم. فضاهای داخلی ساختمان‎ها علاوه بر اینكه محیطی را ایجاد می‎كنند كه بسیاری از فعالیت‎های ما در آن صورت می‎گیرد، عامل روح‎بخشی به بنا نیز به شمار می‎روند. روی این اصل، کیفیت فضای داخلی از یک طرف تأثیر مستقیمی بر نحوه انجام فعالیتهای ما در آن دارد و از طرف دیگر نگرش، احوال و شخصیت ما را تحت تأثیر قرار می دهد.
فضا ذاتاً ‎شكل خاص و قابل دركی ندارد، با این حال هنگامی كه عناصری در حوزه آن قرار گیرند، روابط چندگانه‎ای، هم بین فضا و عناصر و هم بین خود این عناصر، ایجاد می‎شود كه این روابط فضا را شكل می‎دهند و در نتیجه ما آن را درك می‎كنیم. این بدان معنی است كه فضا با وجود عناصر مادی و رابطه متقابل آنها با ما و با یكدیگر تعریف می‎شود و معنی پیدا می‎كند؛ حتی یك عنصر تنها قادر است از طریق فرم، اندازه و شكل خود فضایی را تحت‎الشعاع قرار داده و حوزه فضایی اطرافش را نظم بخشد.
بدین‎ترتیب در تعریف فضا با دو مفهوم پایه‌ای سروكار داریم: فضا و عناصر تعریف‎كننده یا محدودكننده فضا، به عنوان مثال اگر جعبه‌ای را در نظر بگیریم، حجم خالی درون آن، فضا و دیواره‌های جعبه، عناصر تعریف‎كننده فضا محسوب می‌شوند. فضا قابل لمس نیست، ولی عناصر تعریف‎كننده و محدودكننده آن قابل لمس، اندازه‎گیری، معرفی و تركیب با یكدیگر هستند. در حقیقت فضا از طریق عناصر محدودكننده آن قابل شناسایی است و كیفیت و شخصیت آن تابع عناصر متشكله آن و چگونگی ارتباط و نظم حاكم بین این عناصر می‎باشد. به بیان دیگر، فرم، كیفیت و نحوه ارتباط عناصر تعریف‎كننده فضاست كه شخصیت یك فضا را می‌سازد و به آن شكل، بعد و مقیاس می‌بخشد و برای ما قابل درك می‎كند.
عناصر هندسی تشكیل‎دهنده فرم یعنی نقطه، خط، صفحه و حجم می‎توانند با هم تركیب شوند و فضا را محدود و مشخص كنند. در مقیاس معماری، این عناصر به ستون‎ها، كف‎ها، دیوارها و سقف‎ها تبدیل می‎شوند. بدین‎ترتیب، فضای داخلی معماری به وسیله محدوده‌ای كه دارای عناصر افقی نظیر كف و سقف و عناصر عمودی نظیر ستون‎ها و دیوار‌ها می‌باشد، مشخص می‌گردد. به بیان دیگر، ستون‎ها، كف‎ها، دیوارها و سقف‎ها عناصر تعریف‎كننده فضای معماری هستند كه در كنار یكدیگر قرار می‎گیرند و با هم تركیب می‎شوند تا به بنا شكل ‎دهند، حدود مرز فیزیكی بنا را مشخص ‎و درون و بیرون آن را از یكدیگر جدا كنند و مرزهای فضای داخلی بنا را مشخص ‎و آن را از فضاهای داخلی اطراف و فضای خارج آن متمایز ‎سازند. «چارلز مور»، معمار آمریكایی، در این‎ خصوص می‌گوید: «وقتی از یك كف و یك سقف و چهار دیوار، یك اطاق ساخته می‌شود، در كنار این شش عنصر، عنصر هفتمی هم وجود دارد كه فضا است و این عنصر اثری بیش از عناصر فیزیكی دارد كه فضا توسط آنان ساخته شده است.» روی این اصل، فضای معماری با تركیب مناسب دیوارها، ستون‎ها، كف‎ها و سقف‎ها به هویت و كیفیت مورد نظر دست می‎یابد و محیطی مأنوس، مفید و قابل استفاده، زیبا و خوش‎آیند، و امن و مستحكم برای انجام كلیه فعالیت‎های زندگی در شرایط مختلف، فراهم می‎آورد. البته با اینكه سیستم ساختاری یك بنا (دیوارها، ستون‎ها، كف‎ها و سقف‎ها)، فرم و طرح اصلی فضاهای داخلی آن را تعیین می‎كند، لیكن، ساختار ـ اگر آن را به معنی انتخاب و آرایش عناصر طراحی داخلی در نظر بگیریم ـ در چنین فضاهایی در نهایت توسط عناصر طراحی داخلی شكل می‎گیرد، بدین‎ترتیب كه روابط قابل رؤیت این عناصر، فضای داخلی یك مكان را مشخص كرده و بدان نظم می‎بخشد. بر این اساس، طراحی داخلی نقش تأثیرگذار و قابل اعتنایی در تعریف و سازمان‎دهی فضاهای داخلی ساختمان‎ها و در نهایت ارتقای كیفیت كاركردی ـ زیبایی‎شناختی آنها ایفا می‎كند، نقشی كه بهره‎گیری از طراحی داخلی در ساخت‎وسازها را به ضرورتی اجتناب‎ناپذیر تبدیل می‎نماید.

دکوراسیون آشپزخانه

دکوراسیون آشپزخانه

علی رغم توجه به مسائل استاندارد، هنوز هم طرز ساخت و ابعاد آشپزخانه و لوازم آن بصورت قابل ملاحظه ای در حال تغییر و تحول است.
در یک آشپزخانه مهندسی ساز، تمام وسایل طوری چیده می شوند که غیر قابل تغییر بوده ودارای سطوح کاری و ذخیره مواد باشند.در این نوع آشپزخانه مواد مورد استفاده در آشپزخانه، معمولا از جنس چوب-تخته چند لا- نئوپان و پلاستیک هستند.
روی سطوح چوبی رو باز را می توان با پوششی از لاک چوب یا روکشی از پلاستیک پوشاند. قفسه های آشپزخانه بصورت چوبی یا تخته ای با روکش پلاستیکی هستند، استفاده از قفسه های فلزی برای قرار دادن قابلمه و ماهی تابه بهتر است. در صورت کوچک بودن فضای آشپزخانه نصب درهای کشویی یا تاشو توصیه می شود. زیرا این درها در هنگام باز شدن فضای چندانی را اشغال نمی کنند.
از کابینت های طبقه دار برای نگهداری ظروف بزرگ – سنگین یا وسایلی که از آن ها به ندرت استفاده می شود، می توان بهره گرفت. کابینت های دیواری عمق کمی دارند بنابراین از سطوح کاری زیر آنها می توان بدون هیچ مشکلی استفاده کرد. با گذاشتن ظروف چینی داخل این کابینت ها فرد می تواند بدون خم شدن، آنها را بر دارد و به آنها دسترسی داشته باشد. کمدهای یکسره بلند برای نگهداری مواد پاک کننده وجارو و ... مناسب هستند. می توان یخچالهای خانگی کوچک، اجاق گازخها یا ماکروویوها را با ارتفاع مناسب روی آنها قرار دارد.
سینکهای ظرفشویی و تخته های آبگیری ظروف باید متناسب با داخل کابینت های طبقه دار باشند چون در داخل این کابینت ها می توان یک سطل زباله ماشین ظرفشویی و چیزهای مصرفی دیگر را ( در صورت لزوم یک آبگرمکن برقی) جای دارد.
وجود دستگاه مکش هوا در بالای اجاق الزامی است هودهای مکنده برای این کار بسیار مناسب هستند. یک تفاوت عمده بین سیستم مکش هوا و سیستم چرخشی وجود دارد و آن اینکه در سیستمهای مکنده، باید حفره ای رو به بیرون تعبیه شود. این سیستم ها نسبت به سیستمهای چرخشی کارآمدتر بوده و بیشتر مورد توجه افراد واقع می شوند.
در هنگام طراحی و نقشه کشی و به منظور ایجاد فضای کافی برای نگهداری و ذخیره مواد در آشپزخانه، باید به ابعاد کابینت ها و لوازم داخل آنها توجه کرد اجاق های گازی و برقی مدرن باید طوری طراحی شوند که متناسب با لوازم دیگر بوده و در مجموع باعث سهولت روند کار در آشپزخانه گردند. در چنین محیطی باید از پریز به حد کافی استفاده کرد.
یعنی برای هر منطقه کاری و آماده سازی مواد غذایی یک جفت پریز کافی است.
استفاده از سینکهای ظرفشویی دو لنگه مناسب تر است چون از یک طرف آن رای آبگیری ظروف و از طرف دیگر برای قرار دادن ظروف کثیف استفاده می شود.
ماشین ظرفشویی باید در طرف راست یا چپ سینک قرار گیرد. اگر فضای آشپزخانه بسیار کوچک باشد، ساخت آشپزخانه فشرده راه حل مشکل است.
چون چنین آشپرخانه هایی نیاز به فضایی کم داشته و متناسب با لوازم دیگر هستند.
آشپزخانه ها باید طوری ساخته شوند که در جهت شمال به شرق یا شمال به غرب بوده و مجاور باغهای گل وگیاه / سبزیجات و زیر زمین باشند. معمولا آشپزخانه باید به دروازه باغ، درب خانه، محل بازی بچه ها وحیاط دید داشته باشند و از لحاظ داخلی متناسب با آبدارخانه، ناهار خوری واتاق پر مصرف ساخته شود.
هرچند آشپزخانه یک محل کار در داخل خانه است، ولی اتاقی است که کدبانوی خانه بیشتر اوقات خود را در آن سپری می کند بنابراین طراحی آن باید در نهایت دقت انجام شود. همچنین اگر در داخل آشپزخانه میز ناهار خوری وجود داشته باشد، محلی مناسب برای جمع شدن افراد خانواده در کنار یکدیگر است.
در طراحی آشپزخانه، نحوه استقرار کابینت ها و لوازم باید بر حسب استاندارد بوده که ضمن اینکه مقدار فضای چرخش و تردد را کاهش می دهد، فضای کافی برای حرکت آزادانه را فراهم می سازد. در صورت امکان، کار به حالت ایستاده باید به حداقل رسیده ووضعیت نامناسب بدن بر حسب کار، ارتفاع وسایل وا ندازه بدن فرد کاهش یابد، تامین روشنایی مناسب سطوح کاری امر مهمی محسبو می شود.
نحوه چیدن وسایل آشپزخانه باید طوری باشد که فرد در هنگام کار از راست به چپ حرکت کند:
▪ این کارها عبارتند از:
استفاده از سطوح نگهدای وسایل، آشپزی، تدارک مواد غذایی، شستشوی ظروف در سینک و آبگیری ظروف.


منبع : سایت معماری

طرح اجرائی در معماری داخلی

پيش فرض طرح اجرائی در معماری داخلی


هر فضای داخلی اعم از محل کار، تفریح یا سکونت، قابلیت زیبا شدن را دارد؛ تنها بایست چگونه از اصول و عوامل سازمان بندی صحیح بعلاوه کمی ذوق و سلیقه استفاده کرد تا شرایط مناسب و دلخواه پدید آید. شروع کار در فضاسازی و تزئین باید عاری از جنبه های ذهنی و خیال پردازی غیر واقعی باشد. برخورد اول با مساله لازم است با در نظر گرفتن عینیات و امکانات صورت پذیرد. ساختن خانه‌ای در رویا آسان اما در عمل سخت و دشوار است!
هدف از این مقدمه نفی اهمیت و نقش تخیل نیست بلکه منظور ارائه طریقتی است که تخیل نیز مانند سایر عوامل، تحت نظمی منطقی درآید و شکل عنصری سازنده به خود گیرد. به خاطر عوامل متعددی که در شکل‌گیری یک طرح موقت دخالت داردند اجرای کار نیازمند برنامه‌ای دقیق و منظم است. پیشرفت قدم به قدم و حساب شده از اتلاف دقت و هزینه می کاهد و در نتیجه حاصل کار را پر ثمر می‌سازد، لذا در طرح اجرائی عواملی چند لازم است مورد نظر قرار گیرد.

عملکرد

اولین عنصری که در شروع باید مدنظر قرار گیرد عملکرد و نحوه استفاده از فضای داخلی است. یک چهار دیواری می‌تواند به عنوان اطاق خواب، نشیمن، اطاق بچه، آشپزخانه، سالن ورزش، فروشگاه یا اداره شخص معین برای فعالیت مشخص قرار گیرد.... ضروری است با استفاده از عواملی چون نورپردازی و چیدن مبلمان تقسیم گردد تا عملکرد هر یک دقیقآ مشخص گردد.

افراد

نیازهای یک خانواده پر جمعیت با حتیاجات فردی مجرد یکسان نیست. وجود اطفال خردسال قهرآ نوع خاصی تزئین را دیکته میکند خصوصیات روانی افراد خانواده و زمانی را که با هم یا جدا از هم در منزل صرف میکنند نیز از عماملی مهم در ارایش خانه بشمار میرود لذا منظور داشتن سلیقه کلیه اعضای خانواده ضروری است.
آسایش
در نظر گرفتن آسایش ساکنان خانه بیش از زیبائی در دکوراسیون واجد اهمیت است. اطاق زیبا اما غیر قابل استفاده تدریجا به جایگاه ارواح بدل میگردد! محل کار زندگی یا استراحت چنانچه شرایط مناسب و راحتی فراهم ننماید دارای فضای سنگین و کسالت بار شده افراد را از خود گریزان خواهد نمود نقش عمده معماری و تزئین داخلی در حقییقت ایجاد محیطی مناسب برای زیستن و فعالیت های انسانی است.



ویژگیها

منظره اطاق، میزان نور طبیعی و خصوصیات معماری ساختمان از دیگر عواملی هستند که قبل از شروع تزئین باید مدنظر قرار گیرند.این عوامل اجزا ثابتی را تشکیل میدهد که تغییر آنها و پس از اتمام کار دیگران امکان پذیر نیست لذا ترکیب بندی را طوری باید انجام داد که از جنبه‌های مثبت این ویژگی‌ها حداکثر بهره‌ برده‌شود.

نقشه

انجام کار چه در ساختمانی نو و چه تغییر دکور یک ساختمان کهنه باشد باید با در نظر گرفتن شکل فضا و پیاده کردن نقشه آن صورت گیرد. کشیدن نقشه یکی از ضروری ترین اقدامات است. جابجائی مبلمان یا تغییر رنگ بر روی نقشه امری ساده و بدون فرج است اما ارتکاب هر اشتباه پس از اتمام کار به قیمت صرف هزینه اضافی و دوباره کاری است .نقشه نه تنها فضای قابل استفاده را پیشاپیش نمایش میدهد بلکه به کمک ان میتوان تعداد و اندازه اثاثه مورد نیاز را نیز مشخص کرد.

نور

ضمن کشیدن نقشه مناطقی که از آنجا نور طبیعی به داخل تابیده میشود و نواحی تاریک، همچنین تعداد چراغهای سقفی و آباژور با تعیین محل دقیق آنها لازم است مشخص گردند محاسبه رو شنائی عمومی و نقاطی که احتیاج به نور بیشتری برای مطالعه یا کار دارند واجد اهمیت خاصی است.
سطوح
سطوح اصلی اتاق شامل سقف و کف ودیوار ها است؛ پرده‌ها روکش مبل و صندلی، سطح درها و پنجره ها نیز سطوح کوچکتر را تشکیل می دهند. رنگ، نقش، بافت در بزرگ یا کوچک جلوه دادن اتاق موثر است نقوش درهم و رنگهای تند بر سطوح مذکور قدرت جلب توجه بیشتری داشته و فضا را شلوغ و کوچک خواهند کرد.


منبع : aruna.ir

هفت اصل برای طراحی داخلی

هفت اصل برای طراحی داخلی

تاقچه ها، رف ها، ارسی ها، هشتی ها، حوض ها و باغچه ها تنها شماری از عناصر كالبدی طراحی داخلی در ایران هستند. روش معماران گذشته ایرانی در به كارگیری این عناصر، در راستای آن بوده تا از جذابیت فُرم كاسته شود و به غنای فضا افزوده گردد. این همان هندسه همراه با تزئینات است.
به نظر می رسد طراحی داخلی در ایران، از یك سو در چنبره نوستالژیای تاقچه ها، رف ها و اُرسی های قدیم گرفتار مانده و از سوی دیگر به دكوراسیون و ابعاد دراماتیك و تزئینی فضاها تقلیل یافته است. با تمام اینها، طراحی داخلی فرآیندی است كه همزمان می بایست سویه های زیباشناختی و عملكردی را سامان دهد. طراحی داخلی یك ساختمان، داستانی است كه شخصیت اصلی آن خود انسان است؛ در این بین حضور او در این فضا، چگونگی آن و ویژگی های فضایی كه انسان در آن قرار می گیرد، می تواند تداعی كننده اصولی باشد كه در ادامه ۷ اصل از آنها را می خوانید:
۱ - نور را دریاب: نور عنصری است كه با آن دیدن اشیا ممكن می شود. نور می تواند ریتم خلاقانه ای به یك فضای داخلی ببخشد. بدون نور، نه فرم را احساس می توان كرد، نه رنگ را و نه بافت را. نورپردازی در یك فضای داخلی پیامدهای مهمی در بردارد. چه بسا نورپردازی مناسب یك فضا آن فضا را خوشامد و چشم نواز كند. نورپردازی در كنار ابعاد زیباشناختی، بعد عملكردی هم دارد. نور مناسب در طول شب در یك فضای داخلی می تواند حس محدود بودن یا ابهام و هراس را بر طرف كند. نور مناسب یك اتاق حتی می تواند چهره آدمی را گرم و صمیمی كند. به كمك نورپردازی می توان یك فضای داخلی را به جزایر نورانی متنوعی تبدیل كرد. پس، از باب مثال، غذاخوری باید نور ملایم و گرمی داشته باشد یا بهترین نورها برای حمام، منابع نوری كم ولتاژ هستند.
۲ - فرم را بشناس: فرم، توده فیزیكی یك شیء است كه سه بعدی بوده و وزن دارد. فرم معمولاً به پوسته بیرونی بنا نسبت داده می شود، در حالی كه فضای داخلی هم فرم خاص خود را تشكیل می دهد. معمولاً فرم فضای داخلی تابعی از عوامل مختلف است. دسترسی ها و سیركولاسیون مهمترین این عوامل هستند. هر چند نمود فرم بیشتر در پوسته بیرونی یك بنا است با این حال نمود بیرون و درون می تواند یك شكل نباشد.


۳ - فضا را احساس كن: فضا را محدوده در دسترس كاربران دانسته اند. در طراحی داخلی معمولاً استفاده مؤثر از فضا و ارتباط آن با محیط، مهم است. مسأله ای كه در رابطه با فضا مطرح می شود، رعایت ابعاد انسانی در طراحی داخلی است. از قرن ها پیش رویكرد عمده فیلسوفان و معماران به عنصر فضا، برجسته بوده است. در طی سال های اخیر هم ارتباط بین ابعاد انسانی با فضاهای داخلی به یكی از فاكتورهای مهم طراحی بدل شده كه از آن تحت عنوان ارگونومی یا كار پژوهی در دید كلی و اندام سنجی (Anthropometry) در دید جزئی، یاد می شود. در طراحی داخلی می بایست رابطه درسـت انسان با فضا تعریـف شود و ابعاد بدن انسان ها برای سهولت دسترسی های فضایی مد نظر قرار گیرد.
۴ - بافت را لمس كن: بافـت مشخصـه ای از یك شیء اسـت كه با لمس كـردن یا دیدن به چشـم می آید. بافت می تواند نرم یا خشن، كشیده یا برجسته، زبر یا مخملین و یا ابریشمی باشد. در طراحی داخلی پوسته ها و سطوح فضایی معمولاً بسته به عملكرد هر فضا تغییر می كند. چه بسا طراحی داخلی یك خانه نیازمند سطوحی نرم و منعطف باشد، اما فضای داخلی یك سینما چنین سطوحی را برنتابد.
۵ - شكل را بیازمای: شكل، خط بیرونی یك شیء را تشكیل می دهد. در معماری معمولاً شكل و فرم را با هم اشتباه می گیرند. شكل یا صورت معادله كلمه Shape فرنگی است؛ در حالی كه فرم املای فارسی همان Form است. معمولاً شكل ها یا طبیعی هستند یا غیـرقابل مشاهـده یا هندسی. در تركیب بندی یك فضا شكل اشیـا عامل تعیین كننده ای است. طراحان داخلی به كمك این عامل می توانند تركیبات بصری گوناگونی پدید آورند.
۶ - رنگ را در هم بیامیز: در تعریف رنگ آن را خاصیت بصری فرم دانسته اند. در حقیقت عنصر فرم از طریق رنگ معنا می یابد. رنگ در طراحی داخلی احساس آدمی را تحت تأثیر قرار داده و روی فرم تأكید می كند، ضمن آنكه رنگ، حس مقیاس را هم موجب می شود. كاربرد رنگ هم، از یك فضای داخلی به فضای دیگر فرق می كند و در كاربرد رنگ، توجه به خصلت های روانی آدمیان ضرورت تام دارد.
۷ - حجم را بشناس: حجم عنصر مهم طراحی داخلی است. در معماری سنتی ایران، شاهد فضاهای پر و خالی احجام معماری هستیم. مقرنس ها و گوشواره ها خود بخشی از احجام خالی هستند. در این معماری مسایل حجمی اهمیت زیادی دارد. ما فضای داخلی را به واسطه لایه بیرونی بنا درك می كنیم. این لایه بیرونی در حقیقت همان حجم كلی بناست. در معماری مدرن، معمار به انتزاع و جدایی پوسته یا حجم بنا از درون آن می اندیشد و این جاست كه دیوارها و سقف ها، فضایی تاكیدی ایجاد می كنند و خود را از قید و بندهای فضای داخل رها می كنند. این جا طراحی داخلی به مثابه یك سامان یا روش معمارانه مطرح می شود.

منبع : روزنامه همشهری

معماری داخلی


013

028

Memar012

توجه به فضای داخلی و نحوه و تقسیم بندی پلان ها، نقش مهمی را در ساختار معماری یک بنا بر عهده دارد. طراحی فضایی با انعطاف پذیری بالا و تنوع پذیر از لحاظ چیدمان و آرایش سطوح می تواند کارکرد های مختلفی را بپذیرد و این در حالی است که مخاطب احساس رضایت بیشتری از فضا خواهد داشت. استفاده از جدا کننده های سبک و قابل حمل، شفاف سازی، رنگ بندی های متناسب با نیاز های موجود، تنوع مصالح، توجه به نحوه قرار گیری و تعامل مابین فضاهای مختلف از جمله ویژگی هایی هستند که در کنار ساختار خاصی که برای یک پلان معماری در نظر گرفته شده است، می تواند بر غنای آن افزوده و حتی قسمتی از مشکلات آن را حل کند.
ادامه مطلب ...
از طرف دیگر معماری داخلی به لحاظ معیارهای روانشناسی اهمیت بسیاری دارد. میزان امنیت، صمیمیت، شور و هیجان و آرامش موجود در یک فضا را با می توان با راهکارهای مناسب تشدید یا تضعیف کرد. هر کدام از انسان ها دارای تعلقات ذهنی و روحی خاصی هستند که پاسخگویی به نیازهای آنها در معماری داخلی اولویت قرار می گیرد، از این رو نگرشی علمی و راسیونال در کنار خلاقیت های هنری مطرح شده و یکی از مسائل مهم در این زمینه ایجاد تعامل و هماهنگی بین آنها است.
امروزه مبحث طراحی و دکوراسیون داخلی، اهمیتی خاص یافته و حتی به عنوان رشته ای مجزا تدریس می شود. الگوهای و ایده های مختلفی اعم از مدرن و کلاسیک، توسط طراحان این رشته به کار گرفته می شود و از محدودیت های معماری در زمینه اجرا، معمولا خبری نیست و می توان به ایده های بلند پروازانه ایشان تجسم بخشید، چه بسا به گونه ای میان گستره ای، موضوع فعالیت رشته های مختلف هنری از مجسمه سازی گرفته تا نقوش برجسته قرار گرفته میگیرد. پیشرفت تکنولوژی به سبب تسهیل در یکسری از مسائل تاسیساتی و اجرایی از یک طرف و تنوع و کارآیی بالا در محصولات عرضه شده، زمینه مساعد و کارآمدی را در سطح جامعه به وجود آورده است؛ بهانه ای که پرداختن به مقوله طراحی داخلی را جز لاینفک فضاهای معماری بر می شمارد. معماری داخلی و توجه به جزئیات و تزئینات بعد از چندین دهه سکوت و فراموشی، رویکردی دوباره پیدا کرده و جالب تر اینکه سعی می کند نمود هایی از معماری گذشته را در تلفیقی با الگوهای مدرن بیان کند؛ مساله ای که سال ها است در معماری مورد بحث و جدل قرار گرفته و تا کنون نتیجه ای حاصل نشده است.
معماری گذشته ما سرشار است از ظرافت ها و ریزه کاری هایی که هزاران ایده و خلاقیت را در خود نهفته است. تزئینات و کاشیکاری های داخلی با تناسبات و رنگ بندی خاص خویش در کنار کالبد درونی، فضایی رمزگون را تداعی می کنند و هم اکنون نیز ارزش فضایی خویش را حفظ کرده است

 

امروزه با افزایش روز افزون جمعیت شهری و قیمت زمین ، ساخت و ساز آپارتمان و زندگی آپارتمانی مقرون به صرفه تر شده است . بیشتر ما حداقل یک بار زندگی در محیط بسته آپارتمانی را تجربه کرده ایم و از معایب و مشکلات آپارتمان نشینی آگاهیم. یکی از عمده معایبی که بیشتر مردم از آن گله مند هستند خفه و بسته بودن فضای آپارتمان است . ما با استفاده از چندین نکته کوچک که بیشتر جنبه بصری دارد میتوانیم این فضای مرده را زنده تر و آپارتمان خود را دلباز تر نماییم .

1. انتخاب رنگ دیوارها

انتخاب رنگ مناسب برای فضای آپارتمانی بخصوص آپارتمانهای با متراژ کم بسیار مهم است. رنگها از نظر درخشندگی و شفافیت انواع مختلف دارند که بهترین انتخاب ، انتخاب رنگهای روشن با درخشندگی و شفافیت زیاد است . اصولا" رنگهای روشن باعث می شوند که فضا بزرگتر بنظر آید و هر چه شفافیت و درخشندگی آن بیشتر باشد به دلیل انعکاس نور فضا زنده تر بنظر می آید. یکی از رنگهای مناسب آپارتمان رنگ استخوانی روشن است ، که علاوه بر داشتن شفافیت و روشنی با بیشتر رنگهای وسایل منزل همنشینی دارد و کمپوزیسیون مناسبی را ایجاد می نماید.جهت ایجاد تنوع در رنگ میتوانید در قسمت دیوار اپن آشپزخانه از مصالح سنگی با رنگهای متنوع استفاده نمایید.


2. انتخاب کفپوش
جهت پوشش کف آپارتمان از مصالح گوناگونی میتوان بهره گرفت .( از جمله سرامیک ها ، پارکتهای طرح چوب ، موکت و ...) اگر قصد تعویض کفپوش ساختمان را داشته باشید ، در صورت استفاده از سرامیک می بایست در انتخاب رنگ آن دقت زیادی شود، زیرا استفاده از رنگهای تیره در کف ، فضا را فشرده تر نشان میدهد . معمولا استفاده از رنگ های بسیار روشن مثل سفید نیز معایبی به همراه دارند ، یکی از معایب آن یکدست شدن فضا است که جهت برطرف کردن یکدستی آن می توان از یک قالیچه در زیر میز مبل استفاده کرد. یا اینکه در میان سرامیک ها طرح هایی با رنگهای متفاوت را بکار گرفت.در صورت استفاده از پارکت نیز میبایست نکات گفته شده را رعایت نمود و رنگهای روشن طرح چوب را انتخاب کرد.

3. انتخاب مبلمان و نحوه قرار گیری
انتخاب رنگ مبل اختیاری است اما استفاده از رنگهایی مثل کرم روشن و یا حتی سفید به زنده تر کردن فضا کمک بیشتری می نماید و فضا بزرگتر به نظر می آید. در مورد انتخاب طرح مبل بهتر است حتی المقدور مبل هایی با اشکال هندسی صلب و یا بدون منحنی انتخاب شود. در مورد نحوه چیدمان آن بهتر است مبلها را تقریبا" چسبیده به دیوار ها قرار داد علت انتخاب شکل بدون منحنی نیز این است که مبلها در کنار دیوار صاف ترکیب مناسبتری را ایجاد نمایند. حتی المقدور سعی کنید وسایل خانه را نزدیک به دیوارها قرار دهید تا از هدر رفتن کوچکترین فضاها نیز جلوگیری شود. اگر در جلوی پنجره ها از پرده های پارچه ای استفاده می کنید بهتر است رنگ آنها نیز روشن انتخاب شود

4. نورپردازی
نور نیز نقش مهمی را در زنده کردن فضا به عهده دارد . استفاده از نور مناسب و یکنواخت در آپارتمان خفگی محیط را از بین می برد ، البته استفاده از نور طبیعی بسیار مناسبتر است . در صورت ضعیف بودن نور طبیعی کمبود آن را با بکارگیری نور مصنوعی جبران نمایید. حتی المقدور از پرده های عمودی یا کرکره ای استفاده نکنید ، زیرا از ورود نور خورشید به داخل تا میزان زیادی جلوگیری می نمایند. پرده های پارچه ای یا توری بهترین انتخاب برای پنجره های آپارتمان محسوب میشوند. زیرا نور را به خوبی از خود عبور می دهند.استفاده از نور پردازی موضعی بر روی قاب ها و ... نیز باعث تحرک و ایجاد حرکت در فضا میشود.

5. استفاده از طبیعت
در ساختمانهای حیاط دار کمبود طبیعت بوسیله ایجاد باغچه در کناره های حیاط جبران میشود . اما برای جبران آن در آپارتمان میتوان از گلدانهای کوچک که در گوشه های فضا قرار می گیرند استفاده کرد . سعی کنید گلدانها را در کنار پنجره ها و یا تا جایی که امکان دارد در کنج دیو ارها قرار دهید ، زیرا معمولا" گوشه دیوار ها بدون استفاده می مانند.
در نتیجه سعی کنید تا جایی که امکان دارد از رنگهای روشن در طراحی داخلی آپارتمان استفاده کنید . شاید این سئوال برایتان پیش آید که بکارگیری این همه رنگ روشن فضا را یکنواخت و سرد نمی کند؟ در جواب باید بگویم این هنر شماست که با استفاده از قابها و وسایل تزیینی کوچک با رنگ بندی متنوع فضا را جذاب تر نمایید

 

 

 

تاقچه ها، رف ها، ارسی ها، هشتی ها، حوض ها و باغچه ها تنها شماری از عناصر كالبدی طراحی داخلی در ایران هستند. روش معماران گذشته ایرانی در به كارگیری این عناصر، در راستای آن بوده تا از جذابیت فُرم كاسته شود و به غنای فضا افزوده گردد. این همان هندسه همراه با تزئینات است.
به نظر می رسد طراحی داخلی در ایران، از یك سو در چنبره نوستالژیای تاقچه ها، رف ها و اُرسی های قدیم گرفتار مانده و از سوی دیگر به دكوراسیون و ابعاد دراماتیك و تزئینی فضاها تقلیل یافته است. با تمام اینها، طراحی داخلی فرآیندی است كه همزمان می بایست سویه های زیباشناختی و عملكردی را سامان دهد. طراحی داخلی یك ساختمان، داستانی است كه شخصیت اصلی آن خود انسان است؛ در این بین حضور او در این فضا، چگونگی آن و ویژگی های فضایی كه انسان در آن قرار می گیرد، می تواند تداعی كننده اصولی باشد كه در ادامه ۷ اصل از آنها را می خوانید:
۱ - نور را دریاب: نور عنصری است كه با آن دیدن اشیا ممكن می شود. نور می تواند ریتم خلاقانه ای به یك فضای داخلی ببخشد. بدون نور، نه فرم را احساس می توان كرد، نه رنگ را و نه بافت را. نورپردازی در یك فضای داخلی پیامدهای مهمی در بردارد. چه بسا نورپردازی مناسب یك فضا آن فضا را خوشامد و چشم نواز كند. نورپردازی در كنار ابعاد زیباشناختی، بعد عملكردی هم دارد. نور مناسب در طول شب در یك فضای داخلی می تواند حس محدود بودن یا ابهام و هراس را بر طرف كند. نور مناسب یك اتاق حتی می تواند چهره آدمی را گرم و صمیمی كند. به كمك نورپردازی می توان یك فضای داخلی را به جزایر نورانی متنوعی تبدیل كرد. پس، از باب مثال، غذاخوری باید نور ملایم و گرمی داشته باشد یا بهترین نورها برای حمام، منابع نوری كم ولتاژ هستند.
۲ - فرم را بشناس: فرم، توده فیزیكی یك شیء است كه سه بعدی بوده و وزن دارد. فرم معمولاً به پوسته بیرونی بنا نسبت داده می شود، در حالی كه فضای داخلی هم فرم خاص خود را تشكیل می دهد. معمولاً فرم فضای داخلی تابعی از عوامل مختلف است. دسترسی ها و سیركولاسیون مهمترین این عوامل هستند. هر چند نمود فرم بیشتر در پوسته بیرونی یك بنا است با این حال نمود بیرون و درون می تواند یك شكل نباشد.

 

 

۳ - فضا را احساس كن: فضا را محدوده در دسترس كاربران دانسته اند. در طراحی داخلی معمولاً استفاده مؤثر از فضا و ارتباط آن با محیط، مهم است. مسأله ای كه در رابطه با فضا مطرح می شود، رعایت ابعاد انسانی در طراحی داخلی است. از قرن ها پیش رویكرد عمده فیلسوفان و معماران به عنصر فضا، برجسته بوده است. در طی سال های اخیر هم ارتباط بین ابعاد انسانی با فضاهای داخلی به یكی از فاكتورهای مهم طراحی بدل شده كه از آن تحت عنوان ارگونومی یا كار پژوهی در دید كلی و اندام سنجی (Anthropometry) در دید جزئی، یاد می شود. در طراحی داخلی می بایست رابطه درسـت انسان با فضا تعریـف شود و ابعاد بدن انسان ها برای سهولت دسترسی های فضایی مد نظر قرار گیرد.
۴ - بافت را لمس كن: بافـت مشخصـه ای از یك شیء اسـت كه با لمس كـردن یا دیدن به چشـم می آید. بافت می تواند نرم یا خشن، كشیده یا برجسته، زبر یا مخملین و یا ابریشمی باشد. در طراحی داخلی پوسته ها و سطوح فضایی معمولاً بسته به عملكرد هر فضا تغییر می كند. چه بسا طراحی داخلی یك خانه نیازمند سطوحی نرم و منعطف باشد، اما فضای داخلی یك سینما چنین سطوحی را برنتابد.
۵ - شكل را بیازمای: شكل، خط بیرونی یك شیء را تشكیل می دهد. در معماری معمولاً شكل و فرم را با هم اشتباه می گیرند. شكل یا صورت معادله كلمه Shape فرنگی است؛ در حالی كه فرم املای فارسی همان Form است. معمولاً شكل ها یا طبیعی هستند یا غیـرقابل مشاهـده یا هندسی. در تركیب بندی یك فضا شكل اشیـا عامل تعیین كننده ای است. طراحان داخلی به كمك این عامل می توانند تركیبات بصری گوناگونی پدید آورند.
۶ - رنگ را در هم بیامیز: در تعریف رنگ آن را خاصیت بصری فرم دانسته اند. در حقیقت عنصر فرم از طریق رنگ معنا می یابد. رنگ در طراحی داخلی احساس آدمی را تحت تأثیر قرار داده و روی فرم تأكید می كند، ضمن آنكه رنگ، حس مقیاس را هم موجب می شود. كاربرد رنگ هم، از یك فضای داخلی به فضای دیگر فرق می كند و در كاربرد رنگ، توجه به خصلت های روانی آدمیان ضرورت تام دارد.
۷ - حجم را بشناس: حجم عنصر مهم طراحی داخلی است. در معماری سنتی ایران، شاهد فضاهای پر و خالی احجام معماری هستیم. مقرنس ها و گوشواره ها خود بخشی از احجام خالی هستند. در این معماری مسایل حجمی اهمیت زیادی دارد. ما فضای داخلی را به واسطه لایه بیرونی بنا درك می كنیم. این لایه بیرونی در حقیقت همان حجم كلی بناست. در معماری مدرن، معمار به انتزاع و جدایی پوسته یا حجم بنا از درون آن می اندیشد و این جاست كه دیوارها و سقف ها، فضایی تاكیدی ایجاد می كنند و خود را از قید و بندهای فضای داخل رها می كنند. این جا طراحی داخلی به مثابه یك سامان یا روش معمارانه مطرح می شود

 

 

نقش رنگ در طراحی داخلی

پيش فرض نقش رنگ در طراحی داخلی


همگان می دانیم که افراد مختلف به رنگ های خاصی تمایل نشان می دهند. استفاده از این تمایل اشخاص به عنوان وسیله ای برای تشخیص شخصیت آنها موضوع بحث انگیزی است، چرا که افراد با یکدیگر تفاوت دارند. هر یک از ما خصوصیات شخصی خاص خود را داریم و احساساتمان را به سبک و سیاق خاص خود بیان می کنیم. در جهان نمی توان دو نفر را یافت که در ابراز احساساتشان پیرو شیوه یکسانی باشند. از طرف دیگر احساسات افراد به طرق مختلف قابل تضعیف و تحریک است و مثلا با تغییر محیط ای که در آن زندگی می کنند، به سبب الگوهای روانشناسی به نتایج بهتری در ایجاد شادابی، صمیمیت، آرامش افراد خانواده دست یافت. ویژگی های خیابان و کوچه ای که خانه ما قرار دارد، ترکیب حجمی، نورگیری، تقسیم بندی فضاهای داخلی، مبلمان داخلی، نحوه رنگ بندی و حتی مقیاس به کار رفته همه و همه به عنوان فاکتورهای مهمی برای تعریف یک مسکن مناسب عمل می کنند. ویژگی های فرهنگی، نوع روابط خانوادگی و حریم های اجتماعی و غیره از جمله عواملی هستند که نیاز های روحی و جسمانی ساکنین را تعریف می کنند و وظیفه یک طراح داخلی است که تعاملی محکم بین موارد یاد شده با جنبه های عملکردی فضا، برقرار سازد .


رنگ عاملی مهم در طراحی فضا: رنگ ها می توانند به شیوه های مختلف تاثیراتی بنیادین در زندگی بر جای گذارند که از جمله مهم ترین آنها می توان به تاثیر آنها بر احساسات اشاره کرد. جهانی که انسان در آن زندگی می کند، متشکل از هزاران رنگ و تونالیته های مختلفی است که موجودات و اشیا را برای ما جذاب تر و حتی به گونه ای معنوی، عمیق تر نشان می دهند. هر کدام به سبب ویژگی های شیمیایی و روانشناسانه ای که دارا هستند، منبع مهمی از انرژی، در جهت فزونی سلامت و نشاط روح و روان در انسان ها به شمار می روند. جهانی تک رنگ، با تونالیته های محدودی را با طبیعت اطراف خویش مقایسه کنید و یا خود ساکن شهری سیاه و سفید بدانید، بدون هیچ کنتراستی و هیجانی. معنای زندگی تغییر یافته و سردی و مردگی بر همه جا حاکم می شود. فضایی بی روح و عاری از هر جنب و جوشی که تشنه جرعه ای رنگ است. مساله رنگ به سبب تاثیرات مهم روانشناسانه اش، در مقوله شهر و فضاهای معماری امری مهم به شمار می رود؛ تا بدانجا که تخصصی با عنوان رنگ بندی و رنگ شناسی فضاهای شهری در بین هنرمندان مطرح شده است. هماهنگی در رنگ مثل هماهنگی در نت های موسیقی است و از اهمیت ویژه ای در ایجاد هارمونی مناسب و چشم نواز به مانند قطعه موسیقی برخوردار است. برای رسیدن به اهدافی همچون کارکرد مناسب، زیبایی بصری، هارمونی فضایی، و تأثیر محیطی و روانی مؤثر و مثبت در طراحی داخلی، مستلزم استفاده هماهنگ، منسجم، معنی‎دار و زیبا از عناصر طراحی است. در یک طرح مطلوب همه عناصر و اجزاء در نسبت به تاثیرات کیفی و معنایی که به فضا اعمال می کنند در ارتباطی تنگاتنگ با هم قرار دارند. بر این اساس، موفقیت هر طرح بستگی کامل به چگونگی ترکیب عناصر و الگوهای سه‎بعدی فضا دارد. تجربه سالیان دراز کار با رنگ ثابت کرده است که رنگ ها نیز مثل انسان ها، از جهات مختلف با یکدیگر مرتبط اند و سلیقه ها و صفات مشترکی دارند و یا برعکس ناهموان و متضاد یکدیگرند. شاید تصور كنید كه نارنجی و سرخ متضاد همند، در حالی كه در دایره رنگ كنار هم قرار می گیرند و دارای هارمونی هستند. خریدن یك دایره رنگ، كه در آن نحوه ارتباط رنگ ها و چیدمان آنها و رنگ های مكمل مشخص شده است و در اكثر فروشگاه های لوازم هنری وجود دارد، با ارزش است تا قبل از خریدن زرد گریپ فوروتی و سبز زیتونی برای رنگ كردن اتاق خواب، نگاهی به آن بیندازیم.
رنگ بندی اتاق ها و استفاده از مصالحی که بتواند خصوصیات رنگی و بافت مورد نظر ما را برآورده سازد بسیار مهم و در عین حال قدرت اعمال نفوذ بر تغییرات کالبدی فضا را نیز داراست؛ کارهایی که برای تعدیل و تقسیم بندی دیواره های رنگی انجام می گیرند می تواند به عنوان ایده ای برای تعیین کالبد فیزیکی فضای نیز عمل کند و جنبه های کاربردی طراحی را با معیارهای زیباشناختی همراه سازیم. به عنوان مثال مساله روشنایی و استفاده از نور طبیعی در طراحی یک اتاق بسیار مهم است ولی نحوه کنترل نور، انتخاب رنگ و مصالحی که نور را از خود عبور می دهند به خلاقیت و قدرت طراح در ایجاد هماهنگی که وی بین کارکرد روشنایی اتاق و مطلوبیت فضا بستگی دارد.
استفاده از چرخه رنگ، روشی مطمئن برای یافتن رنگ های متناسب با رنگ مورد نظر ماست. چرخه رنگ متشکل از دوازده رنگ است که سه رنگ قرمز، زرد و آبی در آن رنگ های اولیه و رنگ های میان آنها به عنوان رنگ های ثانویه شناخته می شوند. هر رنگ در این چرخه می تواند با رنگ های کناری خود که رنگ های هم خانواده اش محسوب می شوند و همچنین رنگ مقابلش که رنگ مکمل آن است به خوبی ترکیب شده نتیجه ای زیبا و موزون بیافریند. استفاده از رنگ های هم خانواده که در چرخه رنگ در کنار هم قرار گرفته و به اصطلاح همسایه هستند ترکیبی ملایم و هماهنگ را ایجاد می کند که نگاه بیننده را به راحتی از یکی به دیگری رهنمون می شود. استفاده از یک رنگ با میزان کمی از رنگ مکمل آن چنانچه به درستی و در اندازه های صحیح صورت گرفته باشد نتیجه ای درخشان و چشمگیر می آفریند و بر جذابیت مجموعه رنگی حاضر می افزاید و مانع غالب شدن کامل یک رنگ بر فضای اتاق می شود.
چنین عواملی در انتخاب رنگ برای بناها، دکوراسیون داخلی و مبلمان فضا، رویکرد های مختلفی را در طراحی ایجاد می کند. رنگ یکی از عوامل تعیین کنند سبک و سیاقی است که بدان طریق با محیط پیرامون خود ارتباط بر قرار می کنیم و بیشتر از هر عامل مستقل دیگری می تواند فضای کسالت بار و یکنواخت اطراف را به مکانی روح بخش مبدل سازد. عوض کردن رنگ دیوار ها می تواند بیش از تغییر مبلمان یا حتی ساختار یک اتاق، نتایج چشم گیری به بار آورد. تا كنون خانه های بسیاری به رنگ بژ و كرمی و تنالیته های آن رنگ آمیزی شده اند و رنگ استاندارد معمول برای خانه های جدید مگنولیایی است اما باید تصور نمود که در شرایط مختلف اجتماعی و به خصوص اقلیمی، چگونه باید از این رنگ ها استفاده کرد و یا دیوار هایی به رنگ های ملایم و نامحسوس مثل استخوانی، برای زندگی كردن بسیار مناسبند؛ اما ایجاد كنتراست در آنها با انتخاب رنگ های خاص در لوازم جانبی منزل و روكش ها و رومبلی ها باعث روح بخشی به فضا می شود.
برای آنکه بتوانیم ارتباطی درست میان طبیعت خود با دکوراسیون داخلی خانه برقرا سازیم، باید بیاموزیم که ترس از متفاوت بودن با سایرین را از خود برانیم؛ مشکلی که امروزه بسیار با آن در گیریم و بسیاری از طراحی های معماری و داخلی را تحت الشعاع قرار می دهد. نمی توان در جامعه ای سیاه و سفید، تفکری رنگی داشت و فردایی بهتر را تصور کرد. غالبا خود را در حصاری از رنگ هایی به تحمیل عرف و جامعه «معقول» و «بی روح» و بی رمق قرار می دهیم، رنگ هایی که مانع از بروز احساسات و نمایان شدن خود واقعی ما می گردد.به منظور کمک برای ایجاد فضایی مطلوب و دلنشین در محیط زندگی خود و بهره گیری هر چه بهتر از رنگ ها، لازم است اطلاعات گسترده تری درباره ارتباطات فردی خویش با رنگ ها نایل شویم و مواردی را درک کنیم که علاقه مندی یا بیزاری به رنگ های خاص را در مورد ما آشکار می سازد. با بذل توجه بیشتر به قدرت رنگ ها در خانه های خود ممکن است از آنچه به واسطه این کار نمایان می شود به شکلی خوشایند یا ناخوشایند غرق حیرت شویم. رسیدن به ترکیب رنگ مناسب در اتاق، لباس و یا هر مورد دیگر، نه فقط جلب توجه می کند که حالتی از اطمینان و آرامش را نیز القا می کند.
کار موثر با رنگ بیش از همه به تحریک حس خلاقیت نیازمند است. به دست آوردن یک ترکیب رنگ مناسب که درست با منظور و هدف فرد، منطبق باشد خود به نوعی «آفرینش» محسوب می شود.
برای بدست آوردن چیدمانی مناسب از رنگ ها در فضاهای داخلی گام های اولیه زیر ضروری است:
1- آن مطلبی را که با زبان رنگ می خواهید به بیننده بگویید در اندیشه خود آماده داشته باشید.
2- یگ رنگ اصلی که سخن گوی پر قدرتی برای بیان آن مطلب باشد، پیدا کنید.
3- رنگ های دیگری که در اطراف آن می چینید، باید در هماهنگی کامل باشد.
4- آنگاه به عنوان یک رهبر طرح وارد شده و این بار سلیقه هنری خود را در چیدن این ابزار های فنی دخالت دهید.
به کاربردن رنگ در فضاها و یا مبلمانی ساده معمولا نیازمند مهارت زیاد و گران قیمت نیست. یک طراح معماری خوب می تواند بسیاری از نیاز های محرک روانی با استفاده از مطالبی که گفته شد و اندکی خلاقیت در جهت رفاه مصرف کنند گان به کار گیرد؛ مخصوصابه وسیله گوناگونی و اجتناب از تک رنگ بودن.

دکوراسیون داخلی

013

028

Memar012

بدون شرح

بدون شرح

عكس هاي زير از موزه گونگهايم در بيلبا و -اسپا نيا است:كار فرانك گري  دوست داشتني

عكس هاي زير از موزه يهود در برلين - آلمان است:كار دنيل ليبسكيند

بدون شرح

تالار شهر شيكاگو 

 

þ تالار شهر شیکاگو،

تالار شهر مونترال

 

þ تالار شهر مونترال

تالار شهر منچستر

 

þ تالار شهر منچستر

 

تالار شهر پاريس

 

þ تالار شهر پاریس .

 

تالار شهر دالاس

 

þ تالار شهر دالاس

تالار شهر تورنتو

 

þ تالار شهر تورنتو    

 تالار شهر بوستون

 

þ تالار شهر بوستون

تالار شهر لندن

 

تخت جمشید

 تخت جمشید به وسیله ی داریوش و خشایار شاه – جانشینان کورش – ساخته شد .این کاخ ، با استحکامات سنگینی ، در فلات مرتفع شرق دره ی بین النهرین بر روی صفه ای پهناور ، رو به دشت مشرف به غرب ، ساخته شده است .


Royal-palace-1.jpg


Royal-palace-2.jpg

Royal-palace-3.jpg

Royal-palace-4.jpg

Royal-palace-5.jpg

Royal-palace-6.jpg

Royal-palace-7.jpg

Royal-palace-8.jpg

Royal-palace-9.jpg

Royal-palace-10.jpg

Royal-palace-11.jpg

Royal-palace-12.jpg

Royal-palace-13.jpg

Royal-palace-14.jpg

Royal-palace-15.jpg

Royal-palace-16.jpg

Royal-palace-17.jpg

Royal-palace-18.jpg

Royal-palace-19.jpg

Royal-palace-20.jpg

Royal-palace-21.jpg

Royal-palace-22.jpg

Royal-palace-23.jpg

Royal-palace-24.jpg

Royal-palace-25.jpg

Royal-palace-26.jpg

Royal-palace-27.jpg

 

معماری مسجد در جهان اسلام

معماری مسجد در جهان اسلام

معماری اسلامی در جهان اسلام به نسبت آب و هوا، فرهنگ و علاقه به سبکهای هندسی و آرابسک، ایده های هنرمندان و معماران هر منطقه با یکدیگر تفاوت دارد؛ اما در میان عمارتهایی که دارای معماری اسلامی هستند مسجد حائز اهمیت بسیاری است؛ چرا که در سراسر جهان اسلام مسجد مرکز زندگی دینی و مکان سجده و تسلیم است.

به گزارش خبرنگار گروه دین و اندیشه "مهر"، معماری اسلامی بخشی از هنر معماری است که به عنوان یک پدیده اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و دینی از دین اسلام نشأت گرفته است . بنابراین این واژه  دربرگیرنده ساختمانهای دینی و غیر دینی، تاریخی و مدرن و  تمام مکانهایی که است در زیر مجموعه سطوح متنوع تأثیر اسلامی قرار می گیرند.

معماری اسلامی براساس وقایع نگاری، جغرافیایی و سنخ شناسی ساختمان طبقه بندی می شود.

گنبدها و مناره های بزرگ، محوطه های بیرونی وسیع که اغلب با سالن عبادت مرکزی همراه است؛ استفاده از ایوان میان بخشهای گوناگون؛ استفاده از اشکال هندسی و نقش و نگارها به سبک آرابسک، استفاده شدید از خطاطی زینتی عربی، استفاده قرینه سازی، فواره، محراب داخل مساجد رو به سمت مکه، استفاده از رنگهای روشن، تمرکز بر نمای داخلی ساختمان تا نمای خارجی آن از عناصر شناسایی معماری اسلامی در میان دیگر سبکهای معماری محسوب می شود.

معماری اسلامی دارای مفاهیم متعدد و گسترده ای است. مفهوم قدرت بیکران الله با تم های تکرای همراه است که اشاره به عدم محدودیت قدرت پروردگار دارد. اشکال انسان و حیوان کمتر در معماری اسلامی دیده می شود و شاخ و برگ  درختان از طرحهایی هستند که بیشتر مورد استفاده قرار می گیرند و نشانده مفاهیم خاصی هستند. در معماری اسلامی از خوشنویسی آیات قرآن در داخل ساختمان به منظور زیبایی و اعتبار مورد استفاده قرار می گیرد. معماری اسلامی را معماری مستور نیز می نامید و این امر به دلیل زیبایی نهفته در فضاهای باز و اتاقها است که از نمای خارجی به چشم نمی خورد و سرانجام استفاده از مناره و گنبدهای بزرگ نشانده قدرت است.

سبک معماری اسلامی مدت کوتاهی پس از رحلت رسول اکرم(ص) شکل گرفت. در دوران آغازین شکل گیری این هنر از سبکهای رومی، مصری، ایرانی/ ساسانی و بیزانسی تأثیرگرفت.

مسجد الاقصی

 نمونه اولیه آن در سال 691 میلادی با تکمیل قبة السخرة ( گنبد سنگی) یا همان مسجد الاقصی در بیت المقدس محسوب می شود. این بنا دارای ویژگی هایی چون فضاهای طاقدار داخلی، گنبد مدور و استفده از الگوهای تکراری تزئینی به سبک آرابسک است.

مسجد سامره

مسجد سامره عراق از دیگر نمونه های بارز معماری اسلامی است که  در سال 847 میلادی با ترکیب معماری ستون دار که ردیفی از ستونها در زیر یک سقف قرار گرفته اند و مناره ای مارپیچی ساخته شد.

چهار سبک از معماری اسلامی مشتق شده که به صورت مختصر به آن می پردازیم.

معماری مراکشی

به گزارش "مهر" ساخت مسجد جامع قرطبه در سال 785 میلادی آغاز معماری اسلامی در اسپانیا و آفریقای شماری را رقم زده است. این مسجد به دلیل طاقهای داخلی چشمگیر شهرت به سزایی دارد. مسجد جامع قرطبه مظهر سبک معمارى عربى (آرابسک) است . دور ماندگی مسلمانان اندلس موجب شد که امویان آن مناطق از راه و رسم معمارى مسجد جامع دمشق پیروى کنند. فضاى درونى جامع قرطبه با ستونهاى شبیه به درخت ‏خرما و طاقهای نعلی شکل با ملاکهاى زیبایى شناسى معمارى اروپایى سازگار نیست، زیرا در این بنابه نحوى عدم تعادل در تناسب فضاى معمارى با حدود بیرونى آن وجود دارد.على غم ‏کثرت، طاقها چنان ترکیبى یافته‏ اند که با سنگهاى رنگارنگ و بادبزن گونه وجود سقف ‏سنگین را نفى می ‏کنند.عمده جهت پیدایى این خیال که جلوه‏اى از ثبات و استحکام ‏است، نماى کلى یکسان طاقها است، این نما فضایى بیکران را نمایش مى‏دهد.

معماری مراکشی با ساخت کاخ الحمراء به اوج خود می رسد این قصر یا دژ نظامی با شکوه که در گرانادا قرار دارد دارای نمای داخلی  به زنگ قرمز، آبی و طلایی است که دیوارهای آن با نقش و نگارهایی از شاخ و برگ درختان سنگ نبشته های عربی و طرحهای آرابسک با دیوارهایی که سفالها و کاشیهای براق پوشیده شده است.

معماری تیموری

معماری تیموری اوج هنر اسلامی در آسیای میانه است.

مسجد گوهرشاد

عمارتهای باشکوهی که توسط تیمور و جانشینان وی در سمرقند، هرات بنا شده است به تأثیر هنر ایلخانی در هندوستان کمک کرد و باعث فعالیت مکتب معماری مغول شد. معماری تیموری با آرامگاه احمد یاساوی در قزاقستان کنونی آغاز شد و در آرامگاه تیمور ( گورامیر) در سمرقند به اوج خود رسید. قرینه سازی محوی ویژگی تمام ساختارهای معماری تیموری است که در آن میان می توان به مجموعه شاه زند که دربرگیرنده آرامگاهها و مساجد در سمرقند است و مسجد گوهرشاد در مشهد اشاره کرد. گنبدهایی دوتایی با اشکال مختلف که با سفالها و کاشیهای رنگین تزئین شده اند.

معماری عثمانی

مسجد ایاصوفیا

معماری امپراطوری عثمانی به واسطه سبک سیاق همانند مسجد سلیمان نقطه تمایزی در میان دیگر معماریها به شمار می رود. مسجد سلطان احمد که در قرن هفدهم ساخته شد نشان دهنده تطبیق و توسعه اشکال  کلیسای جامع هیگا صوفیا (مسجد ایاصوفیا) است که هزار سال پیش از آن ساخته شده بود.

معماری مغول

گزارش گروه دین و اندیشه "مهر" می افزاید: معماری مغول از دیگر سبکهای متمایز سبک امپراطوری مغول هندوستان در قرن شانزدهم است. امپراطور اکبر با ترکیب عناصر اسلامی و هندو شهر سلطنتی فاتح پور سیکری را اواخر دهه 1500 میلادی در 26 مایلی غرب اِگرا ساخت.

تاج محل

نامی ترین بنای معماری سبک مغول تاج محل، قطره اشکی بر چهر ابدیت، است که در سال 1648 توسط شاه جهان به یاد همسرمجبوبش ممتاز محل که در زمان تولد چهاردهین فرزند آنها درگذشت ساخته شده است. استفاده فراوان از سنگ های قیمتی و کمیت وسیع استفاده از مرمر سفید تقریبا این امپراطور را ورشکست کرد. 

معماری ایرانی

یکی از اولین تمدنهایی که اسلام پس از ظهور خود با آن تماس حاصل کرد ایران باستان بود.

پایتخت ایران در قرن هفتم در سواحل شرقی دجله و فرات قرار داشت که به دلیل مجاورت با معماران اسلامی سنتها و شیوه های تأثیرپذیری معماری ایرانی از معماری اسلامی فراهم شد.

در حقیقت معماری اسلامی نیز وامدار معماری ایرانی است. برای مثال بغداد بر اساس نمونه های فیروزآبان در ایران ساخته شده است. مسجد جامع سامره از دیگر نمونه هایی است که عمارت مارپیچ آن براساس معماری ایرانی ساخته شده است که به برج شهر فیروزآباد شباهت دارد.

نورمن فاستر

    نورمن فاستر

1935   نورمن فاستر ، در اول ماه ژوئن در شهر منچستر متولد شد .

1953  پس از اتمام دوره متوسطه ، به صورت نيمه وقت و به عنوان منشی در تالار شهر منچستر شروع به کار کرد . سپس به خدمت سربازی رفت و در حين خدمت در نيروی هوايی ، در زمينه مهندسی الکترونيک مهارت يافت و اطلاعاتی در مورد هواپيما کسب کرد . در نهايت ، به دليل علاقه به هولپيماهای گلايدر به يک خلبان ماهر تبديل شد .

1955  پس از اتمام دوره دوساله سربازی ، در دفتر دو تن از معماران منچستر مشغول به کار شد .

1956  با ثبت نام در دانشگاه معماری منچستر ، به فراگیری دروس نسبتا سنتی ( در مقایسه با دروس و و رويکرد های متفاوت در انجمن معماران لندن و مدرسه ی معماری لیورپول ) پرداخت . با اين حال ، در اين سال ها توانست مهارت های منحصر به فردی در زمينه ی فنون ترسيم و ارائه به دست آورد .

1959  در اين سال يکی از ترسيم های او به عنوان يک کار درسی ، موفق به دريافت مدال نقره ای RIBA شد .

1961  او در اين سال ديپلم معماری و مجوز طراحی شهری خود را دريافت کرد . در همطن زمان ، مدال هی وود و مدال برنز انجمن معماران منچستر به وی اهدا شد . علاوه بر اين ، با قبولی در بورسيه ی تحصيلی انجمن ساختمان سازان ، به فلاوشيپ هنری نايل شد . پس از آن برای گذراندن دوره دو ساله ی تخصصی در دانشگاه ييل به آمريکا رفت . وی در آنجا تحت تاثير پل رادولف ، سرج چرمایف و وين سنت اسکالی قرار گرفت و در همين زمان با ريچارد راجرز ( که مانند خود او دانشجوی بورسيه بود ) و جيمز استرلينگ ( که برای مدت کوتاهی در همان مدرسه تدريس می کرد ) ملاقات کرد .

1962  فاستر مدرک فوق ليسانس معماری را با موفقيت دريآفت کرد . سپس گردش معماران را از سواحل شرقی ايالات متحده تا کاليفرنیا آغاز کرد و در اين سفر ، روند توسعه ی معماری مدرن را از فرانک لويد رايت تا چالز آيمز بررسی و دنبال کرد .

1963  پس از بازگشت به انگلستان با همکاری ريچارد راجرز ، گروه طراحی " گروه 4 " را در لندن تشکيل داد . ديگر همکاران آنها در اين گروه عبارت بودند از : سور راجرز ، همسر ريچارد راجرز ، و جورجيا والتون که با راجرز در انجمن معماران لندن تحصیل کرده بود . مدتی بعد ، وندی چيزمن ( فارغ التحصیل مدرسه معماری بارتلت دانشگاه لندن که بعدها همسر فاستر شد ) نيز به آنها ملحق شد . البته از همان آغاز ، عضویت جورجیا بالتون ( که دفتر اصلی او در هامپ استید بود ) حالتی ظاهری داشت و تاثير چندانی بر رابطه آنها نداشت .

1964  در اين سال با وندی چيزمن ازدواج کرد که ثمره آن ، دو فرزند به نام های " تی " و " کال " است .

1966  در اين سال به عضويت انجمن معماران سلطنتی انگلستان در آمد .

1967  فاستر همراه با " گروه 4 " ساختمانی را طراحی کرد که وی را به شهرت جهانی رساند . اين ساختمان ، کارخانه رليانس در سوئد بود که آخرين بنای ساخته شده توسط این گروه است زیرا اين گروه در همان سال منحل شد . سپس نورمن و وندی فاستر با هدف ايجاد يک مرکز برای طراحی و تحقيقات ، دفتر معماری فاستر و همکاران را تاسيس کردند . در اين دفتر در مجاورت باغ کوونت قرار داشت .

1968  در حین طراحی پروژه تئاتر ساموئل بکت ، با ريچارد باکمينيستر فولر آشنا شد که بعد ها ، تاثير عميقی در انديشه و کارهای فاستر گذاشت . آشنايی ، سر آغازی بود برای دوستی و همکاری طولانی پر ثمری که تا زمان مرگ اين استاد آمريکايی ( يعنی سال 1983 ) ادامه داشت .

1971  در اين ، دفتر معماری فاستر و همکاران به طبقه همکف ساختمانی در خيابان فيتزروی ( که فقط چند صد متر از برج اداره پست فاصله داشت ) منتقل شد. تجهيز و طراحی داخلی اين دفتر ، بستری بود برای بررسی و آزمايش مفاهیم و مصالحی که بعده ها هسته اصلی فلسفه کار فاستر را شکل داد .

1974  فاستر به عنوان نايب انجمن معماری انتخاب شد . شرکت او که قبلا با يک شرکت نروژی به نام " شرکت خطوط کشتی رانی فرداولسن " همکاری داشت ، دفتری در اوسلو تاسيس کرد و ابتدا کارهايی برای اين کار فرمای نروژی انجام داد ؛ سپس با کارفرماهای ديگر در نقاط مختلف کشور همکاری کرد .

1975  در اين سال ، ساخت دفترهای شرکت بيمه ويليس ، فابروداماس در ايپسوويچ به پايان رسيد و اين پروژه ، شرکت فاستر را به شهرت جهانی رساند .

1978  ساخت مرکز های هنرهای تجسمی سانز بوری ، آغاز مرحله ی مهم و درخشانی در زندگی حرفه ای او شد . پروژه های ارزشمند ديگری را برای او و همکارانش به ارمغان آورد .

1979  در اين سال شرکت بانکداری هنگ کنگ و شانگهای از وی دعوت کرد که همراه شش شرکت بين الملی ديگر ، در مسابقه ای محدود با موضوع طراحی دفتر مرکزی اين بانک شرکت کند . با انتخاب طرح فاست به عنوان طرح برگزيده ، اجرای اين پروژه به شرکت وی واگذار شد .

1980  فاستر در اين سال به عضويت انجمن معماران آمريکايی در آمد ، علاوه بر اين ، در همين سال دکترای افتخاری دانشگاه انجلیای شرقی به او اعطا شد . در بيست و چهارم ژوئن نيز ، در مراسم اهدا مدال طلای سال 1980 به جيمز استرلين سخنرانی کرد .

1981  در اين سال با شرکت در مسابقه محدود طراحی ورزشگاه سرپوشيده فراکفورت آمين ، جايزه طرح برگزيده را دريافت کرد . در همين زمان ، معماری او در يکی از برنامه های مستند هنری BBC معرفی شد و مورد بررسی قرار گرفت .

1982  در اين سال ، دفتر آنها به خيابان گریند پورتلند و در مجاورت دفتر های شرکت REBA منتقل شد . همچنين به عنوان يکی از اعضای هيئت علمی دانشکده صنعتی هنر لندن انتخاب شد .

1983  در اين سال ، فاستر بالاترين رتبه اين حرفه را از آن خود کرد و " مدال طلای سلطنتی " رشته معماری را دريافت نمود . اين مدال ، جايزه بين الملی ارزشمندی است که در سال 1848 ، ملکه ويکتوريا برای پيشرفت حرفه معماری در نظر گرفته بود . در مراسم  اهدا این جايزه ، با کمينيستر فولر سخنرانی کرد . فاستر در اين سال به عضويت دانشگاه سلطنتی در آمد . پس از برگزاری يک مسابقه ی محدود با شرکت گروه منتخب معماران ، از فاستر برای طراحی مرکز جدیدی برای BBC در منطقه ی پورتلند دعوت شد . اين مرکز در مقابل کليسای آل سولز اثر جان ناش قرار دارد .

1984  در مسابقه محدودی که شورای شهر نايمز برای طراحی يک مدياتک و مرکز هنرهای معاصر در آن شهر برگزار کرد ، طرح فاستر برنده شد . در همين سال اتحاديه ی بين المللی معماران ، جايزه آگوست پره را به وی اهدا کرد .

1986  دانشگاه بت ، دکترای افتخاری علوم را به فاستر اعطا نمود . علاوه بر اين ، وی در مراسم بازگشايی بنایيادبود اريک ليونز در RIBA سخنرانی کرد. در همين سال ، دو نمايشگاه مهم از کارهای او برپاشد : يکی در انجمن معماران فرانسه در پاريس ( بازگشايی در ژانويه ) و ديگری در دانشگاه سلطنتی لندن ( بازگشايی در اکتبر ) . وی جايزه موسسه طراحی ژاپن را به خود اختصاص دا . شرکت او نيز در همين سال در مسابقه تغيير شکل و بازسازی يک سايت 48 هکتاری در منطقه کينگزکراس در لندن برنده شد . اين پروژه ، در نوع خود بزرگترين و وسيع ترين طرح شهر سازی در اروپا است و شامل تفکيک طيف وسيعی از عملکردهای مختلف می باشد. از جمله اين عملکردها می توان به ايستگاه تونل راه آهن متصل به پارک بزرگ اشاره کرد که اطراف آن از ساختمانهای مسکونی و اداری پوشيده شده است . اين پروژه و پروژه ی چهارراه پاترنوستر ، آغاز مرحله جديدی از اجرای پروژه هايی در مقياس شهری بود . در سال بعد ، اين شرکت طرح های شهری مختلفی برای شهرهای زير طراحی و اجرا کرد: کمبريج ( 1989 ) ؛ نايمز، کانس و برلين ( 1990 ) ؛ گرينويچ ( 1991 ) ؛ روتردام ، لودن شيد و يوکوهاما ( 1992 ) ؛ بافت تاريخی چارترس ، کورفو و ليسبون ( 1993 ) . هم اکنون اين شرکت در حال انجام پروژه ای برای تغيير شکل و بازسازی قسمت وسيعی از مرکز شهر بارسلون است که مساحت سايت آن بيش از 220 هکتار است .

1988  ظرفيت بالای اين شرکت باعث شد که بتواند به مجموعه ی وسيعی از برنامه ها و پروژه های کلان مقياس پاسخگو باشد . یکی از اين پروژه ها ، برج مخابرات بارسلون است که به منظور آماده سازی شهر برای مسابقات المپيک در نظر گرفته شده است . نمونه های ديگر اين پروژه ها ، مترو شهر بيلبائو ، پل دره گذری در منطقه ی رنس در فرانسه و ايستگاه زيرزمينی کاناری وارف در لندن ( 1991 ) است .

1989  اين مصادف بود با فوت زود هنگام وندی ( همسر نورمن ) که آغازفعاليت حرفه ای نورمن همراه او بود و پس ازهمکاری در" گروه 4 "

، يکی از موسسان دفتر معماری فاستر و همکاران بود .

1990  سازمان حفاظت از محيط زيست انگلستان ، ساختمان شرکت بيمه ويليس ، فابر و داماس در ايپسوويچ ( 74-1973 ) را جزء ساختمان های ارزشمند ( از نظر تاريخی ، معماری و سازگاری با محيط زيست ) اعلام کرد و مدال معتمدين RIBA را به نورمن فاستر اعطا نمود . در همين سال ، فاستر عنوان " سر " گرفت . در اين زمان ، دفتر معماری فاستر و همکاران ( که از اين پس دفتر معماری سر نورمن فاستر و همکاران ناميده خواهد شد ) به ساختمان نوسازی در کيلومتر 22 جاده ی هستار در نزديکی رودخانه تيمز نقل مکان کرد . در اين دفتر جديد ، تمام عملکرد های گوناگون مربوط به کارگاه ماکت سازی و مصالح ، بايگانی پرونده ها ، کتابخانه و آرشيو فيلم های ويدئويی و عکس ، همگی زير سقف گرد آمده اند .

1991  دانشگاه معماری فرانسه ، به وی مدال افتخار اعطا کرد . در همين سال ، چندين پروژه ی جديد و ارزشمند را به اتمام رساند ؛ از جمله فرودگاه استانزتد، مرکز تلويزيونی آی تی ان ، نگارخانه های ساکلر ( که ملکه اليزابت دوم آنها افتتاح کرد) و برج سده در توکيو که همه آنها علاوه بر دريافت جوايز متعدد ، مورد ستايش تمام جهان قرار گرفت . در مراسم بازگشايی ساختمان کرسنت وينگ ، مرکز هنر های تجسمی سانزبوری نمايشگاهی بر پا کرد که حاصل شش سال فعاليت حرفه ای فاستر را به نمايش گذاشت . در نمايشگاه دو سالانه ی ونيز ، غرفه ی بريتانيا نيز تعدادی از طرح های فاستر و پنج معمار ديگر انگليسی را به نمايش در آورد .

1992  دانشگاه و موسسه ی هنر و ادبيات آمريکا در نيويورک ، جايزه يادبود آرنولد برونر را به وی اعطا نمود . دانشگاه هامرسايد به او دکترای افتخاری داد. برپايی چندين نمايشگاه در شهرهای پاريس ، بوردوکس ، رنس و آرسن سنان ، بر ارزش و اعتبار فاستر در اروپا افزود . در همين سال ، وی در چندين مسابقه معماری برنده شد که مهمترين آنها عبارتند از : فرودگاه جديد هنگ کنگ ، پارک مشاغل برلين ، مجموعه تسهيلات المپيک در منچستر و قسمت الحاقی آن به موزه ی ماقبل تاريخ در پرووانس .

1993  وسعت پروژه ها و تعدد قراردادهای بين المللی باعث شد که اين شرکت ، دفتر هايی در شهر های برلين ، فرانکفورت ، هنگ کنگ ، نايمز و توکيو دایر کند . شرکت معماری سرنورمن فاستر و همکاران در آلمان ، در مسابقه طراحی پارلمان جديد برلين برنده شد . از ديگر موفقيت های وی در مسابقات معماری می توان به طرح موزه جنگ در هارتل پول و طرح مجموعه ی نمايشگاهی در ليسبون اشاره کرد .

پروژه ی مرکز هنرهای معاصر در شهر نايمز فرانسه افتتاح شد . اين پروژه به دليل مشکلاتی که برای برگزاری مسابقه ( 1983) بوجود آمد ، با مدتی تاخير انجام شد . ولی اين مشکلات در ساخت مدرسه ی متوسطه شهر فرژو وجود نداشت . طراحی اين مدرسه ، در سال 1991 به مسابقه گذاشته شد . انجمن معماران آمريکايی نيز ، در همين سال مدال طلای خود را به سر نورمن فاستر اعطا نمود